تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1898

مساهمون:

ص١٨٩٨
خصوصيات واجب نفسى را دارا مىباشد بواجب نفسى شبيه است مانند وضوء و تيمم براى نماز واجب كه در آيات
إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ ،
فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا
صريحا مدلول خطاب واقع شده‌اند و وجه تسميه آنها بواجبات توصليه آن است كه خود آنها مقصود بالاصاله نبوده ، و بلكه مقدمه وصول بواجبات اصليه هستند و از حيث حكم هم غالبا تابع ذوى المقدمه خود ميباشند . اين واجبات همان طورى كه گفتيم داراى تمام آن خصوصياتى هستند كه واجب نفسى دارا مىباشد يعنى هم توقيفى هستند و هم قصد تقرب و مباشرت شخص مكلف در انجام آنها ضرورى است و هم اقتران بافعال منهيه موجب بطلانشان ميگردد .

مُقَدَّمهء عِلْم

- ( اصطلاح فلسفى و منطقى ) مقدمهء علم عبارت از امر يا امورى است كه شروع در مسائل هر عملى متوقف بر آنها است اعم از آنكه نفس شروع متوقف بر آنها باشد مانند تصور بوجه آن علم و تصديق بفائدهء آن و يا شروع بر وجه بغيره مانند معرفت برسم آن و فوائد تفصيلى كه مترتب بر آنست و غيره از رءوس ثمانيه . ( دستور ج 3 ص 312 ) .

مُقَدَّمهء قِياس

- ( اصطلاح منطقى ) مقدمهء قياس عبارت از قضيه‌ايست كه جزء قياس و يا حجت قرار داده شود كه آن را مقدم و تالى و صغرى و كبرى نامند ( در قياس اقترانى حملى صغرى و كبرى و در شرطى يا استثنائى مقدم و تالى ) ( دستور ج 3 ص 33 ش ص 98 ) .

مُقَدَّم و تالى

- ( اصطلاح منطقى ) جزء اول قياس را مقدم و جزء دوم را تالى نامند رجوع شود به موضوع و محمول و قياس و تالى ( از اساس الاقتباس ص 75 ، 186 ) .

مَقْدونيوس

- ( اصطلاح ملل و نحل ) بانى فرقهء مقدونيوس كه يكى از فرق مسيحيت است وى گويد خدا مجرد است و عيسى انسان و مخلوق است و مانند ساير انبياء است ، عيسى روح القدس و كلمهء خدا بود و هر دوى آنها مخلوق خدايند . ( رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ص 48 ) .

مَقْذوف

- ( اصطلاح فقهى ) قذف شده رجوع بقذف شود .

مُقِرّ

- ( به ضم ميم و كسر قاف اصطلاح فقهى ) اقراركنندهء رجوع باقرار شود .

مُقَرَّبين

- ( اصطلاح عرفانى ) و صاحبان يكى از مقامات ده‌گانهء سلوك را گويند . عزيز الدين نسفى گويد : از اول مقام انسانى تا به آخر مقام انسانى ده مقام است و در هر مقامى جذبة هست و سلوكى هست و عروجى هست . جذبهء هر مقامى ديگر است . و سلوك هر مقامى ديگر عروج هر مقامى نيز ديگر است ، بسيار چيز باشد كه در مقامى طاعت بود و همان چيز در مقامى بالاتر معصيت باشد كه حسنات الابرار سيآت المقربين . ( رجوع شود به انسان كامل ص 103 )

مَقْصُور

- ( اصطلاح ادبى ) هر اسمى