تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1885

مساهمون:

ص١٨٨٥
الهى بهر صفت كه هستم برخواست تو موقوفم ، بهر نام كه مرا خوانى به بندگى تو معروفم تا جان دارم ، رخت از اين كوى برندارم ، او كه تو آن اويى ، بهشت او را بنده است . ( از عده ج 5 ص 623 ) و مقام فناء ، مقام اتحاد است كه فرمود حضرت حق مرا زبانى داد از لطف صمدانى و دلى داد از نور ربايى و چشمى از منبع يزدانى تا اگر گويم بمدد او گويم و به قوت او پويم ، بضياء او بينم ، بقدرت او بدين مقام رسم ، زبانم زبان توحيد شود ، در مجلس انس او نشينم « كنت له سمعا و بصرا »
بيرون ز همه كون درون دل ماست * و ز خلق جهان بيك قدم منزل ماست محنت همه در نهاد آب و گل ماست * بيش از دل و گل چه بود آن حاصل ماست
( از عده ج 1 ص 321 ) مقام فناء در صفات نتيجهء نوافلست و مقام فناء در ذات نتيجهء فرائض است ، فناى اول ، فناى عيد است در فعل
« فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ »
و فناى دوم ، فناى ذاتست به حكم « كل شىء مالك » ( از رسائل شاه نعمت الله ج 5 ص 16 ) اما مقام مجالست در پيش ترازو بود و خلق عالم درين مقام بر سه قسم‌اند : قسمى آنند كه در ديوان ايشان حسنتى نباشد و بنام ايشان خيرى برنيايد كه كرده باشند ، ايشان را بىحساب و كتاب يك سر بدوزخ برند و قومى بر عكس و قومى كه در جريده ايشان هم نيكى بود و هم بدى ، هم حسنت و هم معصيت اعمال ايشان را بتر از وى عدل در آرند ، اگر كفه طاعات رجحان دارد ، پيروزى جاودان يابند و اگر نه در زمرهء زيان - كارانند . اين است معنى مقام در شريعت . اما مقام در طريقت محل اقامت بود در سير معنوى و سير الى الله و آن ثابت‌تر از حال بود . و چون حال دائمى شد و ملكهء سالك گشت مقام ميخوانند « لاقامة السالك فيه » ( از شرح گلشن راز ص 26 ) كاشانى گويد : مقام مرتبتى است از مراتب سلوك كه در تحت قدم سالك آيد و محل استقامت او گردد و زوال نپذيرد . و گفته‌اند « الاحوال مواهب و المقامات مكاسب » و جملهء مقامات در بدايات احوال باشند و در نهايات مقام شوند . ( از مصباح الهدايه ص 95 ) بعضى گويند : مقام عبارت از اقامت طالب بر اداء حقوق مطلوب باشد . هر مريدى را مقامى است كه در ابتداء طلبش را سبب آن بود و هر چند كه طالب از مقامى بهره ميگيرد و بر هر يكى گذر مىكند قرارش بر يكى باشد ، مقام آدم توبت بود و مقام نوح زهد و مقام ابراهيم تسليم و مقام موسى انابت و مقام عيسى رجاء و مقام يحيى خوف و مقام محمد ذكر . و گويند كه راه خدا بر سه قسم است يكى مقام و ديگرى حال و سه ديگر تمكين .