تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1841

مساهمون:

ص١٨٤١
حقيقت ، و سير الى المطلوب كه ذات حق است . سنائى گويد :
تا معتكف راه خرابات نگردى * شايستهء ارباب كرامات نگردى از بند علائق نشود نفس تو آزاد * تا بندهء رندان خرابات نگردى در راه حقيقت نشوى قبله احرار * تا قدوهء اصحاب لباسات نگردى
و مراد از معتكفان حظاير علوى و معتكفان حظاير ملك و ملكوت و معتكف آشيانهء خدمت ، اهل الله‌اند . در معنى فقهى رجوع به اعتكاف شود

مُعْتَلّ

- ( اصطلاح ادبى ) يعنى فعل و اسمى كه در او اعلال و حرف عله است ، معتلات بر سه قسمند زيرا يا حرف عله بجاى فاء الفعل است معتل الفاء . يا بجاى عين الفعل است معتل العين و اجوف يا بجاى لام الفعل است معتل اللام و ناقص نامند مانند « وعد ، قال ، ، رضى » اگر دو حرف عله در يك كلمه باشد لفيف نامند اگر بجاى فاء و لام بود لفيف مفروق نامند و الا مقرون مانند « طوى . شوى » و معتل در اصطلاح حديث روايتى است معلول بيكى از جهات ( از كشاف ص 1045 - شرح تصريف ص 131 ) .

مُعْجِزَه

- ( اصطلاح كلامى ) كلمهء معجزه از اعجاز است و آن امرى است كه منشأ آن داعى بر خير و سعادت باشد كه بر خلاف عادت بدست كسى كه مدعى نبوت است ظاهر مىشود ( دستور ج 3 ص 290 ) .

مُعْجَم

- ( اصطلاح ادبى ) لفظى كه عجم از كلام عرب بكلام خود نقل كرده باشد با اندك تغييرى و كتاب لغت ( از كشاف ص 1017 )

مُعِدّ

- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع به علل معده و معدات و علت ناقصه شود .

مُعَدِّلُ النَّهار

- ( اصطلاح هيوى ) بطور كلى دوائرى كه بر سطح كره ميتوان فرض كرد و يا بر سطح فلك الافلاك ميتوان فرض كرد يا دوائر عظيمه‌اند و يا صغيره . بزرگترين دايرهء مفروض آن بود كه درست وسط و ميانه واقع شود كه عالم و مركز آن را به دو نيم كند و البته دوائرى كه در دو طرف آن فرض شود به نسبت فاصلهء كه از نقطهء وسط دارند كوچك و بزرگ شوند و قهرا هيچ كدام از آنها عالم و مركز عالم را به دو نيم نكنند . در هر حال در سطح بالا و يا در سطح زيرين هر فلكى بزرگترين دايرهء مفروض آن بود كه عالم و مركز آن را به دو نيم كند يكى از اين دوائر بزرگ - مفروض را معدل النهار گويند و فلك مستقيم هم نامند باعتبار آنكه اين دايره در فلك واقع است و استقامت آن بدين جهت بود كه حركت آن در مواضعى كه در زير اوست مستقيم و دولابى بود نه حمايلى و رحوى . و اين دايره را از اين جهت معدل النهار گويند كه هرگاه آفتاب با آن مسامت گردد شب و روز مساوى و معتدل شوند يعنى در تمام نواحى شب و روز يكى شود . مگر در عرض 90 درجه و دايرهء كه در سطح آن در روى زمين فرض شود
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1841 | سيد جعفر سجادى