رجوع شود به مصباح الهدايه ص 100 ) .
رودبارى گويد : « المشاهدات للقلوب و المكاشفات للاسرار ، و المعاينات للبصائر و المراعات للابصار » نهرجورى گويد « مشاهدة الارواح تحقيق و مشاهدة القوب تشريف » و گفتهاند « المشاهدة اطلاع القلوب بصفاء اليقين » ( طبقات ص 465 ، 380 ، 358 ) قيصرى گويد مشاهدهء امور گاهى در خواب است و گاه در بيدارى و آنچه در بيدارى مشاهده شود يا امور حقيقيه باشد در نفس الامر و يا امور خياليه صرفه شيطانيه و از اين جهت است كه سالك را مرشدى لازم است كه او را از مهلكات نجات دهد .
( قيصرى ص 22 ، 31 ) خواجه عبد الله گويد : مشاهده نهال حقايق يقين است ، بيرون از تعلم و تلقين است .
مشاهده دورست از خيال و ظنون ، هم باسرارست و هم بعيون .
آنكه بسر است چشم ازو محجوبست و آنكه به چشم است چشم در وى مغلوب .
طلوع اين خورشيد از يك شرقست اما در اهل مشاهدت فرقست .
مشاهدهء يكى در حال مشاهدهء خلق است و يكى در مشاهدهء حقيقت غرق است .
آن را كه ننمودند در آن چه بود كه ديد و آن را كه نمودند در آن نمود نرسيد .
كسى كه از پروانه خبر نجويد پروانه از حال حرقت سمر نگويد .
هر كه آن جمال ديد از آن پس از دل و جان و مال ببريد .
نثار جمال دوست جز جان نباشد و دوست بجان گران نباشد .
( رسائل خواجه عبد الله ص 125 و رجوع شود به لمع ص 331 ) .
اى دل ز طريق عقل پا بيرون نه * آنگاه قدم بر قدم مجنون نه
بعضى از تركيبات : معدن مشاهدت ، درياى مشاهدت ، لذت مشاهدت ، مشاهدهء انوار ، محو مشاهدت ، سلطان مشاهدت .
مُشَبَّهات
- ( اصطلاح منطقى ) اما مشبهات مقدماتى بوند كه بحيله چنين نمايند كه ايشان حقاند يا مشهورند يا مقبول يا مسلم يا آنكه بايشان ماند و به حقيقت كه ايشان نبوند .
( از دانشنامه بخش منطق ص 125 ) .
شهاب الدين سهروردى گويد :
مشبهات - مشبهات عبارت از قضايائى است كه عقل از جهت مشابهتى كه با امورى ديگر دارند به آنها حكم مىكند و اين قضايا تزوير كنند و بسبب تزويرى كه آنها راست انسان را بامرى رايج و واجب القبول باشتباه اندازد و خود را مشابه و شبيه آن نمايند و ما در باب مغالطه آنچه لازم است در اين باب بياوريم ، و بطور كلى بايد گفت كه در برهانهاى علمى بجز قضاياى يقينى به كار برده نشود خواه فطرى باشند و خواه در قياس درست و صحيحى باشد كه آن مبتنى بر امور فطريه بود ، در هر حال بايد مفيد يقين باشد .
( رجوع شود به شرح حكمة الاشراق