تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1791

مساهمون:

ص١٧٩١
ذات است قبل از فناى تام در عين احديت جمع ( اصطلاحات شاه نعمت الله ص 27 )
صبحدم روشن نمايد در نظر * گر چه باشد همچنان از شب اثر چون شود روز و برآيد آفتاب * محو گردد ظلمت شب سر بسر

مُشاكَلَت

- ( اصطلاح ادبى ) نزد اهل نظر عبارت از اتحاد در شكل است و مرادف با تشاكل است و نزد اهل بديع از محسنات معنويه است و آن ذكر شىء باشد بلفظى غير از لفظ مخصوص او مانند
« تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ »
و
« مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ »
زيرا اطلاق نفس و مكر در جانب بارى از جهت مشاكلت « ما معه » است ( از كشاف ص 863 ) . در ابدع آرد : تبديل كلمه است بمجاور ، لفظى يا تقديرى مثال از قرآن
« جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها »
و
تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ »
مثال پارسى
يار از لاغرى خويش خجل گشت و مرا * گفت مسكين تن من گوشت نگيرد هموار گفتم اى يار مرا از تو نمىبايد خورد * خوردن من ز تو بوس است و كنار و ديدار

مُشاهَدَه

- ( اصطلاح عرفانى ) مشاهده عبارت از حضور حق است و مشاهده از كسى درست آيد كه بوجود مشهود قائم بود نه به خود و تا شاهد در مشهود فانى نشود و به دو باقى نگردد مشاهدهء او نتوان كرد و شهود تجلى ذات را مشاهده گويند ، آسمان چون صاف گردد آفتاب شهود تابش كند . بعضى گويند مشاهده ديدن اشياء است بدلائل توحيد ، صاحب مكاشف بعلمش نزديك شود و صاحب مشاهدت را معرفتش محو كند . در منازل است كه « المشاهدة سقوط الحجاب بتا » . مشاهده فوق مكاشفه است زيرا مشاهده عين مقام جمع است و سالك بايد يقين كند كه مشاهدهء حقيقت براى او ممكن بود و پيوسته مراقب باشد و بداند كه چه وقت مشاهده حاصل مىشود . ( شرح منازل ص 193 ص رساله قشيريه ص 40 - كشف المحجوب ص 488 ) . و گفته‌اند كه « المراقبة علم اليقين و المشاهدة عين اليقين » ( شرح كلمات بابا ص 149 ) . در شرح كلمات باباطاهر است كه : كسى كه پيش از فانى شدن وجود خود را مشاهده كند زنديق شود بحسب حال و كسى كه بعد از فانى شدن وجود خود را ملاحظه كند متحقق خواهد شد بحقايق كه بعد از فانى شدن ، موجود بوجود « الله » خواهد بود و منظور از مشاهده ، مشاهده‌اى است كه از شاهد هيچ اثر نماند و جودى براى بنده نماند . كه تا مادام كه بنده از خودىخود محو نشده باشد و چيزى باقى باشد ، مشاهدهء تامه نخواهد بود ، و در مقام مشاهده بايد شاهد متوجه خود نشود ( شرح كلمات بابا طاهر ص 149 و