و نيز آمده است :
فرق بين مدعى و منكر و تداعى اين است كه اگر عين مورد نزاع در دست يكى از طرفين باشد او منكر و طرف ديگر مدعى و اگر در دست هيچ كدام نبوده خواه در دست شخص ثالثى باشد يا اصلا در دست كسى نباشد يك چنين صورتى داخل در باب تداعى و تحالف است كه پس از آنكه هر دو طرف اتيان به يمين نمودند يعنى قسم ياد كردند حكم بتنصيف مال مىشود .
اگر منكر بخواهد بجاى يمين بينه بياورد از او قبول مىشود يا از او جز يمين قبول نخواهد شد ؟
ظاهر ادله از قبيل « البينة على المدعى و اليمين على من انكر » ( يعنى بينه بعهدهء مدعى است و قسم بعهدهء كسى است كه انكار نموده ) وظيفه منكر منحصر است بخصوص يمين و تفصيل قاطع شركت است . همان طورى كه از مدعى جز بينه قبول نمىشود از منكر هم سواى يمين قبول نخواهد شد .
بعلاوه اخبار ديگرى صريح است در افادهء اين معنى مثل خبر منصور كه ذيلا نقل بمعنى مىشود :
مردى گوسفندى در دست داشت و دعوى نمود كه مال اوست و اقامهء بينه نمود بر اينكه نزد او تولد يافته و آن را به كسى نبخشيده و نفروخته است . پس معصوم عليه السلام فرمود بينه حق مدعى است و از كسى كه مال را در دست دارد بينه نمىپذيرد زيرا خداوند متعال فرموده كه بينه از مدعى خواسته شود و اگر بينه نداشته باشد به آن كسى كه مال در دست اوست قسمى توجه خواهد يافت و خداى عز و جل اين طور امر فرموده .
و قريب به اين مضمون است خبر رضوى و بعض اخبار ديگر .
و بقول بعضى چون منكر غالبا قولش موافق با اصل است لذا من باب تسهيل و رخصت اكتفاء بيمين او شده نه آنكه من باب عزيمت باشد .
و استناد نموده بعموماتى از قبيل « اذا شهد عندك العاد لان فصدقهما » يعنى وقتى دو شاهد عادل نزد تو شهادت دادند پس آنها را تصديق بنما ، و خبر منصور و رضوى و روايات ديگرى را كه دلالت بر اختصاص بينه بمدعى و عدم قبول آن از منكر دارد قائل به اين قول ، طرف توجه قرار نداده و چنين گفته است نظر به ضعف اسانيد اين اخبار و اعراض اكثر از آنها نمىشود آنها را مخصص عموماتى كه دلالت بر قبول بينه بدون فرقى بين مدعى و منكر دارند قرار داد .
مضافا به اين كه اين اخبار متعارض با اخبار ديگرى است كه بالصراحه دلالت بر قبول بينه از منكر دارد .
و حصر بينه بمدعى در بعضى اخبار وجهى براى ترجيح اين قول باقى نخواهد گذاشت .
( كليات حقوق ص 259 ، 260 ) .
مُدَقِّق
- ( اصطلاح عرفانى ) مدقق نزد صوفيه عارف كاملى است كه حقيقت اشياء بطورى كه شايسته است بر او ظاهر گشته باشد و اين معنى كسى را ميسر است كه از حجت و برهان گذشته باشد و به عين