تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1394

مساهمون:

ص١٣٩٤
مر صور را رو نمايد از كرم * تا مدد گيرد ازو هر صورتى از كمال و از جمال و قدرتى .

فاعِلِ مُقَيَّد

- ( اصطلاح فلسفى ) مقابل فاعل مطلق است . ( تهافت التهافت ص 180 )

فاعِلِ ناقِص

- ( اصطلاح فلسفى ) فاعل ناقص فاعلى است كه صدور فعل از او مسبوق بمقدمات و امورى چندى باشد و بعبارت ديگر حصول اثر از آن منوط و متوقف بر حركات و معدانى چند باشد در مقابل فاعل تام كه بدون معدات و امور ديگر منشأ صدور فعل باشد . ( اسفار ج 1 ص 164 )

فاعِلَة

- ( اصطلاح فلسفى ) يكى از قواى محركه است و آن قوت محركه عضلات است به طرف فعل رجوع شود به اجماع و اراده و مقدمات فعل و ( دستور ج 3 ص 11 ) .

فَتح

- ( اصطلاح عرفانى ) و فتح در لغت بمعنى باز كردن و مقابل غلق است و بمعنى شروع و ابتداء در هر كارى است و در اصطلاح فتح ظهور بكمال علمى و غيره است و آنچه منفتح شود بر عبد از مقام قلب و ظهور صفاء آن و كمالات آن در موقع قطع منازل نفس . و فتح بر دو قسم است يكى فتح در نفس كه معطى علم تام است عقلا و نقلا و ديگرى فتح روح است كه معطى معرفت وجود است و آنچه فتح مىشود اگر روحى از ارواح يا عينى از اعيان باشد مشاهدهء قلبيه نامند و بمثابه آفتاب است كه آسمانها و زمين را روشن مىكند ( از شرح قيصرى ص 35 - مصباح الانس ص 15 ) .

فالِقُ الإصْباح

- ( عرفانى ) . فيض اقدس حق و كنايت از هشيارى بعد از سكر است . مولانا
چونكه نور صبح دم سر بر زند * كركس زرين گردون پر زند فالق الاصباح اسرافيل وار * جمله را در صورت آرد زان ديار روحهاى منبسط را تن كند * هر تنى را باز آبستن كند تا ازين طوفان بيدارى و هوش * وارهيدى اين ضمير چشم و گوش
كه فيوضات و بركات حق دائم است . و بهر حال فتح ، بر دو قسم است يكى فتح در نفس كه معطى علم تام است عقلا و نقلا و ديگر فتح روح است كه معطى معرفت وجودست ، آنچه فتح مىشود اگر روحى از ارواح يا عينى از اعيان باشد « مشاهدهء قلبيه » نامند و بمثابهء آفتاب است كه آسمانها و زمين را روشن مىكند . ( از شرح قيصرى ص 35 ) .

فَتحِ باب

- ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان گويد : هر آن دو كوكب كه خانه‌هاء ايشان بمقابلهء يكديگرند چون ميان ايشان اتصال بود او را فتح باب خوانند اى گشادن در . پس اتصال قمر يا آفتاب بزحل را فتح باب خوانند دليل باران و برف آمدن اتصال زهره بر مريخ فتح باب باران و سيل و تگرگ و رعد و برق بود و عطارد به مشترى فتح باب بادها . ( رجوع شود به التفهيم ص 498 )

فَتْحِ قَريب

- ( اصطلاح عرفانى ) فتح قريب ، ظهور بكمالات روحى و قلبى است