مر صور را رو نمايد از كرم * تا مدد گيرد ازو هر صورتى
از كمال و از جمال و قدرتى .
فاعِلِ مُقَيَّد
- ( اصطلاح فلسفى ) مقابل فاعل مطلق است .
( تهافت التهافت ص 180 )
فاعِلِ ناقِص
- ( اصطلاح فلسفى ) فاعل ناقص فاعلى است كه صدور فعل از او مسبوق بمقدمات و امورى چندى باشد و بعبارت ديگر حصول اثر از آن منوط و متوقف بر حركات و معدانى چند باشد در مقابل فاعل تام كه بدون معدات و امور ديگر منشأ صدور فعل باشد .
( اسفار ج 1 ص 164 )
فاعِلَة
- ( اصطلاح فلسفى ) يكى از قواى محركه است و آن قوت محركه عضلات است به طرف فعل رجوع شود به اجماع و اراده و مقدمات فعل و ( دستور ج 3 ص 11 ) .
فَتح
- ( اصطلاح عرفانى ) و فتح در لغت بمعنى باز كردن و مقابل غلق است و بمعنى شروع و ابتداء در هر كارى است و در اصطلاح فتح ظهور بكمال علمى و غيره است و آنچه منفتح شود بر عبد از مقام قلب و ظهور صفاء آن و كمالات آن در موقع قطع منازل نفس . و فتح بر دو قسم است يكى فتح در نفس كه معطى علم تام است عقلا و نقلا و ديگرى فتح روح است كه معطى معرفت وجود است و آنچه فتح مىشود اگر روحى از ارواح يا عينى از اعيان باشد مشاهدهء قلبيه نامند و بمثابه آفتاب است كه آسمانها و زمين را روشن مىكند ( از شرح قيصرى ص 35 - مصباح الانس ص 15 ) .
فالِقُ الإصْباح
- ( عرفانى ) . فيض اقدس حق و كنايت از هشيارى بعد از سكر است .
مولانا
چونكه نور صبح دم سر بر زند * كركس زرين گردون پر زند
فالق الاصباح اسرافيل وار * جمله را در صورت آرد زان ديار
روحهاى منبسط را تن كند * هر تنى را باز آبستن كند
تا ازين طوفان بيدارى و هوش * وارهيدى اين ضمير چشم و گوش
كه فيوضات و بركات حق دائم است .
و بهر حال فتح ، بر دو قسم است يكى فتح در نفس كه معطى علم تام است عقلا و نقلا و ديگر فتح روح است كه معطى معرفت وجودست ، آنچه فتح مىشود اگر روحى از ارواح يا عينى از اعيان باشد « مشاهدهء قلبيه » نامند و بمثابهء آفتاب است كه آسمانها و زمين را روشن مىكند .
( از شرح قيصرى ص 35 ) .
فَتحِ باب
- ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان گويد :
هر آن دو كوكب كه خانههاء ايشان بمقابلهء يكديگرند چون ميان ايشان اتصال بود او را فتح باب خوانند اى گشادن در .
پس اتصال قمر يا آفتاب بزحل را فتح باب خوانند دليل باران و برف آمدن اتصال زهره بر مريخ فتح باب باران و سيل و تگرگ و رعد و برق بود و عطارد به مشترى فتح باب بادها .
( رجوع شود به التفهيم ص 498 )
فَتْحِ قَريب
- ( اصطلاح عرفانى ) فتح قريب ، ظهور بكمالات روحى و قلبى است