ظاهرى مقيد به شك است در حكم واقعى ( از رسائل ص 193 - كفايه ج 2 ص 10 ) .
( كليات حقوقى ص 1 )
حُكمِ غِيابى
- ( اصطلاح فقهى ) . در مواردى كه بواسطهء غايب بودن طرف دعوى حكم غيابى دربارهء او صادر مىشود .
ممكن است غائب را غيابا محكوم نمود و لكن حكم قطعى نبوده و غائب بر حجت خود باقى است و ميتواند بر حكم غيابى اعتراض نمايد .
چنان كه در خبر جميل است الغائب يقضى عليه اذا قامت عليه البينة و يباع ماله و يقضى عنه دينه و هو غائب .
يعنى وقتى بينه بر ضرر كسى كه حضور نداشته اقامه شده باشد مالش در غياب او فروخته شده و دينش از آن اداء مىشود و در عين حال غائب وقتى حاضر شود بر حجت خود باقى خواهد بود .
و نبايست مال را به كسى كه اقامهء بينه بر حقانيت خود نمود . در صورتى كه دارائى نداشته باشد بدون گرفتن ضامن تسليم كرد .
بنا بر اين خبر ديگرى كه به اين مضمون است : « لا يقضى على غائب » نبايست غائب را محكوم نمود ، مراد از آن حكم قطعى است .
( كليات حقوقى ص 237 )
حِكمَتِ عَمَلى
- ( اصطلاح فلسفى ) علم با حوال اشياء و موجوداتى كه وجود آنها در تحت حيطه و قدرت بشر است حكمت عملى نامند و بعضى گفتهاند حكمت عملى عبارت است از علم بموجوداتى كه وجود آنها متوقف بر حركات اختيارى است ، صدرا گويد :
غايت حكمت عملى نيل بسعادت اخروى و استعلاء نفس مىباشد .
( از دستور ج 2 ص 47 - اسفار ج 1 ص 5 )
حِكمتِ كَشفيَّه
- ( اصطلاح عرفانى ) حكمت كشفيه عبارت از حكمت ذوقى اشراقى است .
( از مجموعه دوم مصنفات ص 7 )
حِكمتِ مَجهُولَه
- ( اصطلاح عرفانى ) حقايقى كه پوشيده و مستور باشد حكمت مجهوله گويند .
( از دستور ج 2 ص 52 )
حِكمَتِ مَسكُوت عَنها
- ( اصطلاح عرفانى ) و مراد از حكمت مسكوت عنها اسرار حقيقت است كه بعلم رسمى از آن نتوان آگاه شد .
( از دستور ج 2 ص 48 )
حَكمَتِ مَشارِقَه
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد حكمت مشرق زمين است كه همان حكمت اشراق باشد .
( مجموعه دوم مصنفات ص 297 )
حِكمَتِ مُطلَقَه
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد از حكمت مطلقه فلسفهء اولى است و گاه مراد از حكمت مطلقه حكمت الهى است آنچه را ايجاب كند .
( از شفا ج 1 ص 3 )
حِكمَتِ مَنطوقُ بها
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد حقايق و احكام شريعت است .
( دستور ج 2 ص 53 )
حِكمَتِ نَظَرى
- ( اصطلاح فلسفى ) علم باحوال اشياء و موجوداتى كه وجود آنها در تحت قدرت و اختيار بشر نيست حكمت نظرى مينامند .