كه رندان را كنم دعوت به طامات * عصا اندر كف و سجاده بر دوش
كه هستم زاهدى صاحب كرامات * خراباتى مرا گفتا كه اى شيخ
بياور تا چه دارى از مهمات * به دو گفتم كه كارم توبهء تست
و گر توبه كنى ، يا بىمكافات * مرا گفتا برو اى زاهد خشك
كه تر گردى ز دردى خرابات * اگر يك قطره دردى بر تو ريزد
ز مسجد با زمانى ، و ز مناجات * برو مفروش زهد و خودنمايى
كه نه زرقت خرند اينجا نه طامات * بيا كه قبلهء ما گوشهء خراباتست
بيار درد كه عاشق نه مرد طاماتست * پيالهء دو به من ده كه صبح پرده دريد
پيالهء دو فروكش كه جاى شهماتست * در آن مقام كه جانهاى عاشقان خون شد
چه جاى درد فروشان دير آفاتست
طامَّه
- ( اصطلاح كلامى ) طامه بتشديد ميم روز قيامت را گويند .
( از كشاف ص 927 )
طاوُس
- اين كلمه بنزد عارفان كنايت از شهوت است كه رنگارنگ است و به نظر رنگآميز زيبا نمايد .
( رجوع شود به انسان ص 149 )
طاهِر
- ( اصطلاح عرفانى ) طاهر يعنى پاك و در اصطلاح كسى را گويند كه خدا او را از ادناس و مخالفات محافظت كند .
طاهِرُ الباطِن
- ( اصطلاح عرفانى ) طاهر الباطن كسى را گويند كه خداى متعال او را از وسواس و هواجس شيطانى و تعلق باغيار حفظ كند .
طاهِرُ السِّر
- ( اصطلاح عرفانى ) طاهر السر كسى كه هيچ آنى از خدا غافل نباشد و دائما اداء حقوق كند و طاهر السر و علانيت ، كسى است كه حقوق جانبين صورت و معنى را رعايت كند بواسطهء توفيق حق ( اصطلاحات خطى ث 854 ) .
طاهِرُ الظّاهر
- ( اصطلاح عرفانى ) طاهر الظاهر كسى را گويند كه خداى متعال او را از معاصى حفظ كند .
طِبّ روحانى
- طب روحانى عبارت از علم بكمالات علوى و آفات و امراض و ادوات آنهاست .
( از اصطلاحات صوفيه خطى ث ص 854 ) و مراد از طبيب دل حضرت رسول است ( از عده ج 4 ص 369 ) .
عطار گويد :
گفتم به طبيب ، درد خود را * دردم چو طبيب ديد ، در دم
بنوشت به خون دل جوابى * و آن نيز بصبر كرد مرهم
بنشين كه اگر مجال دارى * بر خاك درش شبى چو شبنم
خواهى كه پيش ميرمت اى بيوفا طبيب * بيمار بازپرس كه در انتظارمست
طائِفَةُ اللّه
- ( اصطلاح ذوقى ) شيخ اشراق در بارهء از فصول كتابهاى خود و هم در بسيارى از رسائل فارسى خود كلماتى به كار برده است كه بطور قطع همه رموز و كنايات است و استعارات بهر حال منظور او از طائفة اللّه سالكين الى الله است وى گويد : ان طائفة الله تألهت و تعظمت و تقاطعت و تواصلت و جاوزت غير ان جبلى