( از شرح لمعه ج 1 ص 2112 - 220 ) .
شاهِدِ عادِل
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به قضا شود .
شاهين
- ( اصطلاح نجومى ) از نامهاى عقاب است يعنى عقاب را به فارسى شاهين گويند و در جاى خود آمده است كه نير - العقاب را نسر طائر نامند .
شايگان
- ( اصطلاح ادبى ) رجوع بايطاء شود .
شُئُون
- ( اصطلاح عرفانى ) شئون صور عالم است در مرتبت تعين اول زيرا عالم را سه موطن است موطن اول كه تعين اول و شئون اول نامند ، موطن دوم كه تعين دوم و اعيان ثابته نامند ، موطن سوم كه تعين در خارج است كه اعيان خارجيه نامند .
( از كشاف و ص 787 ) .
و شئون ذاتيه عبارت از نقوش اعيان و حقايق در ذات احديت است كه ظاهر شود در حضرت واحديت و منفعل شود بعلم .
( از كشاف ص 787 ) .
جامى گويد :
بود جمله شئون حق ز ازل * مندرج در تعين اول .
همه با لذات متحد با هم * همه در ضمن يكديگر مدغم
همه در ستر جمع متوارى * همه از فرق و حكم او عارى .
در ميانشان تعدد و تمييز * خارجا مقتضى و علما نيز
بعد از آن در تعين ثانى * شد مفصل شئون پنهانى .
شد حقايق ز يكدگر ممتاز * امتيازى درون پردهء راز
امتيازى ز روى علم فقط * ز امتيازات خارجى منحط
در پى آن حقايق مذكور * آمد از موطن بطون بظهور
عكس باطن نمود در ظاهر * گشت امكان ، وجوب را ساتر
واجب از عكس صورت باطن * منصبغ سد بصبغ هر ممكن
شَب
- شب عالم غيب را گويند و بر عالم جبروت نيز اطلاق كنند :
ما شب روان كه در شب خلوت سفر كنيم * در تاج خسروان به حقارت نظر كنيم
ديديم نهان گيتى و اصل جهان * از علت و عار بر گذشتيم آسان .
و اعيان ثابته باعتبار ظلمت عدميت است .
مراد از شب باز انوار را گويند كه سواد اعظم است .
و مراد از شب بشريت ، نيز مرتبت اعيان ثابته است .
انصارى گويد : هنوز شب بشريت را وجود نبود ، كه آفتاب نبوت او در سماء سمو خود استوار داشت .
كه فرمود
« كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين »
اى مهمتر ، جمال بنماى ، تا همهء وجود آفتاب شود ، يا سيد ، صدف رحمت بگشاى تا اين مفلسان كنار پر از جواهر كنند .
آن روى چرا به بتپرستان نبرى