باشد و يا آنكه وجوب و حرمت هم معلوم باشد لكن شك در متعلق آن دو باشد و بهر تقدير در شبهات حكميه اصل برائت جارى شود و در شبهات موضوعيه در صورت نامحدود بودن اصل حليت و طهارت جارى است و در صورت محصور بودن و امكان اجتناب از همه اصل احتياط جارى شود .
و در اين مورد اخبار و آياتى است مانند «
ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
-
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ
-
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ
-
قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ
-
وَ ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَيْكُمْ
» و رواياتى مانند
« ما حجب الله علمه عن عباده فهو موضوع عنهم - الناس فى سعة ما لا يعلمون - كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى - كل شىء فيه حلال و حرام فهو لك حلال حتى معرف الحرام منه بعينه »
در اين مسأله فروض و شقوق و بحث بسيار است رجوع شود به ( رسائل ص 195 - 307 - خزائن ص 17 - 24 - كفايه ج 2 ص 222 قواعد شهيد ص 182 - قوانين ص 261 - 263 ) .
شِبهِ انقِطاع
- ( اصطلاح ادبى ) و در صورتى كلام را شبه انقطاع و منقطعه دانند كه جمله دوم عطف بر جملهء اول باشد و با ايهام آنكه عطف بر غير منظور شده است .
( از مطول ص 217 ) .
شِبهِ جُملَه
- ( اصطلاح ادبى ) مراد ظرف و جار و مجرور است مانند « فى الدار فى السماء » و
« هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ »
( از مغنى باب چهارم ص 223 ) .
شُبهَه
- ( كلامى ) ايراد ، اشكال ، ايجاد ترديد ، باشتباه انداختن ، مسلم نبودن . گويند نخستين شبههء كه در خلقت شد بوسيله ابليس مطرح شد در باب خلقت آدم و گفت آدم را از خاك بيافريدى و من را از نار و نار را بر خاك مزيت است و در شأن من نيست كه بآدم سجده كنم و گويند بدنبال اين شبهت ، هفت شبهت ديگر وارد كرد بدين قرار :
1 - خداوند قبل از آفريدن من خود ميدانست كه از من چه خواهد آمد پس چرا مرا بيافريد .
2 - حال كه مرا آفريد چرا مأمور باطاعت از خود كرد در حال ميدانست من طغيان خواهم كرد .
3 - چرا مرا فرمان داد كه از آدم خاكى اطاعت كنم .
4 - پس از اينكه من نافرمانى كردم چرا مرا لعن كرد در حال كه من بجز سرپيچى از سجده بر آدم كار ديگرى مخالف امر او نكردم .
5 - چرا مرا به بهشت راه داد تا آدم را گمراه كنم .
6 - چرا مرا بر اولاد آدم مسلط كرد تا آنها را گمراه گردانم .
7 - پس از همه اينها چرا مرا عمرى جاويدان داد و مهلت داد تا همه خلق الله را وسوسه كنم .
( از ملل و نحل ابن حزم ج 1 ص 10 - 12 )
شُبهَه حُكميَّه
- ( اصولى ) شبههء حكميه در برابر شبههء موضوعيه است . كه منشأ شبهه و ترديد ناشى از