تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1022

مساهمون:

ص١٠٢٢
از اشتغال به تجارت باشد بين طلوع فجر تا طلوع شمس . و معنى ديگر سوم مطلق معامله است : « و ترك دخول المؤمن فى سوم اخيه المؤمن » .

سُوَيداء

- ( عرفانى ) قلب را گويند .

سُها

- ( نجوم ) رجوع شود به بنات النعش

سِهام

- ( اصطلاح فقهى ) سهام مقدر ارث شش است نصف ، ربع ، ثمن ، دو ثلث ، ثلث و سدس و اين سهامى است مقدر و مفروض كه در قرآن كريم آمده است و كسانى كه مطابق آن ارث برند ، ذوى - الفروض گويند نصف آن زوج است در صورت نبودن ولد ، يك دختر ، خواهر پدر و مادرى ، خواهر پدرى در صورت نبودن خواهر پدر و مادرى و ربع آن زوج با وجود ولد زن ، و زن گر چه متعدد باشند در صورت عدم ولد شوى و ثمن آن زن باشد با وجود ولد براى شوى و دو سوم آن دو دختر و زيادتر باشد و دو خواهر پدر و مادرى و زيادتر و ثلث آن مادر است با عدم حاجب كه برادر و خواهر باشد و سدس آن پدر باشد با ولد براى فرزند و مادر با ولد براى فرزند و يكى از كلاله امى ( از شرح لمعه ج 2 ص 251 )

سَهامِ إرث

- ( فقهى ) رجوع بفرائض شود .

سِهامِ أعمام

- فقهى ) رجوع بفرائض شود .

سُهرَوَرديَّه

- ( اصطلاح كلامى ) از سلسلهء معروفيه منسوب است به شيخ ابو النجيب ضياء الدين عبد القاهر سهروردى كه شيخ اعظمش ، شيخ شهاب الدين - سهروردى است و با چند طريق به حضرت امير المؤمنين ختم مىشود طريق مشايخ اين سلسله را به چند طريق برشمرده‌اند كه در كتاب طرائق مذكور است . ( از طرائق الحقائق - جزء دهم - ص 138 )

سَهلِ مُشكِل

- ( اصطلاح ادبى ) و آن باشد كه شاعر در نظم ربط الفاظ متداول آورد و آن ربط دشوار بود سامع را و چون نظر در الفاظ كند سهل پندارد و چون خوب دقت كند دشوار پندارد ،
هشيار درون رفت و برون آمد مست * برخاست ستد شادى و غم داد و نشست
و بالجمله سهل و ممتنع آنست كه ربط كلام و سياق آن آسان نمايد و حال آنكه مثل آن هر كس نتواند گفت بسبب سلاست و جزالت ( از كشاف 766 )

سَهم

- ( اصطلاح نجومى ) و يكى از كواكب بود كه شامل پنج كوكب است و واقع بين منقار دجاجه و نسر طائر است در خود كهكشان تير آن به طرف مشرق بود و فوق آن به ناحيهء مغرب .

سَهمِ سَعادَت

- ( سهام سعادات ) ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان بيرونى در تعريف آن گويد : سهم سعادت جائيست از فلك كه بعد او از درجهء طالع سوى توالى البروج همچند بعد قمر از شمس سوى توالى . و دانستن او چنانست كه جاى آفتاب تقويم كرده بجاى اول بنهى و جاى قمر مقوم بدوم جاى و طالع بسوى جاى ، آنگه آنچ
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1022 | سيد جعفر سجادى