سعَةُ المَشرِق
- ( اصطلاح هيوى ) و آن قوسى بود از دايرهء افق كه واقع بين مدار كوكب يومى و مطلع اعتدال است و چون مدار يوميه موازى معدل النهار است سعهء مشرق مانند سعهء مغرب آن بود كه قوسى است واقع بين دايرهء افق و مدار آن و مغرب اعتدال از جانب اقل . و سعهء مشرق و مغرب با ازدياد عرضى فزون شود تا آنجا كه نزديك يك ربع شود .
سَعى
- ( سعى - ( اصطلاح فقهى ) و يكى از مناسك حج است و آن ركن است و آن مشى ما بين صفا و مروه است و ترتيب آن چنين است كه ابتداء قسمتى از بدن خود را به حجر ماليده و از آب زمزم آشامد و خود را ظاهر كند و از باب صفا خارج شود و نزد صفا روى بر قبله ايستاده و دعا و ذكر مخصوص را گفته و شروع برفتن كند بمروه ختم مىشود و مجددا از مروه به صفا تا هفت مرتبه و هفتمين مرتبه بمروه ختم مىشود .
( از شرح لمعه ج 1 ص 160 ) .
« و مقدماته استلام الحجر و الشرب من زمزم و صب الماء منه عليه من الدلو المقابل للحجر و الطهارة و الخروج من باب الصفا و الوقوف على الصفا مستقبل الكعبة و الدعاء و الذكر و البدأة بالصفا و الختم بالمروة فهذا شوط و عوده من المروة الى الصفا آخرا فالسابع يتم على المروه و ترك الزيادة على السبعة فيبطل لو زاد عمدا و النقيصة فيأتي بها » ( از شرح لمعه ج 1 ص 160 ) در معتقد الاماميه آمده است :
و چون خواهد كه سعى كند ، سنت است كه استلام حجر كند ، و از آب زمزم بخورد ، و از دلوى كه در مقابل حجر الاسود است غسل كند ، و از درى كه مقابل او باشد بيرون آيد .
و اول وقت سعى متعه آن وقت است كه از طواف فارغ شود ، و همچنين است وقت سعى حج . و از براى ضرورتى روا بود مقدم داشتن . و حكم سعى در خللى كه بيفتد ، او را به اختيار يا باضطرار ، حكم طواف است ، براى آنكه خلافى نيست در برائت ذمت مكلف چون سعى متعه كند .
و اگر نكند و اقتصار بر سعى حج كند ، دليلى نيست بر برائت ذمت وى . پس از براى يقين مر برائت ذمت را واجب بود سعى كردن .
و نيت درو واجب بود . و بر حكم نيت بودن ، و ابتدا بصفا كردن ، و ختم بمروه كردن ، و آنكه هفت بار بود .
و سنت است آنكه بر طهارت باشد .
و بر صفا رود ، و روى به قبله آرد ، و هفت بار بگويد : « اللّه اكبر » و هفت بار :
« لا إله الا الله » و دعايى كه هست بخواند .
و چون از صفا به زير آيد ، و نيت سعى كرده باشد ، ميرود تا كه بمناره رسد .
و اگر مرد باشد بدود ، و اگر زن باشد همچنان بر آن حالت خود برود . و چون به منارهء ديگر رسد ، و از بازار عطاران درگذرد ، دويدن قطع كند و بمروه رود . و چون برسد ، بر مروه رود ، و آنچه بر صفا گفته باشد بگويد ، و دعايى كه بايد خواند بخواند . و چون بصفا آيد ، آنچه در موضع اول كرده باشد بكند ، تا كه هفت تمام كند .
و حكم قطع كردن سعى و سهو و شك اندرو حكم طواف آنست .
و روا نبود نشستن ميان صفا و مروه .