2 - آنان كه هم در دنيا و هم در عقبى شقى بودند .
3 - آنان كه در دنيا بدبختاند و در آخر سعيد .
4 - آنان كه در دنيا سعيداند و در آخرت شقى .
( رجوع شود برساله نهم از رسائل اخوان ص 257 )
سَعدِ بالِع
- ( اصطلاح نجومى ) منزل 23 از منازل قمر است كه سعد بلع هم گويند .
( رجوع شود به صور كواكب ) و بروج
سَعدُ البَهائم
- ( اصطلاح نجومى ) و آن را سعد البهام نيز نامند دو كوكبى بودند واقع در صورت فرس .
سَعدُ الذَّابِح
- ( اصطلاح نجومى و هيوى ) از ستارگان صورت جدى است و آن ستاره اول و ثالثى بود كه واقع بر دو شاخ جدى است .
بدين جهت گويند سعد ذابح كه بنزديك آن ستارهايست كه تازيان گويند گوسفندى است كه سعد او را همىكشد . و سعد دو ستاره بود غير روشن كه بر پهنا نهاده شدهاند .
سَعدِ ناثِرَه
- ( اصطلاح هيوى و نجومى ) و آن دو ستارهء بود واقع بر دنب جدى .
سَعدِ هايِم
- ( اصطلاح نجومى ) مجموعهء سعود و ستارگان سعد بنزد عرب ده ستاره است و يا ده علامت بود چهار از صورت فرس اعظم است اول كه سعدهايم گويند كه بر سر آن بود و دوم سعد همام كه بر گردن آن بود سوم سعد بارع كه بر سينهء او است چهارم سعد مطر كه بر دست اوست و چهار سعد ديگر از منازل قمرند كه ذكر شده است و در تحت عنوان اخبيه و سعد ديگر سعد ناثره است كه بر دنبال جدى است و ديگر سعد الملك است كه بر دوش است ساكب الماء است .
( از بيست باب ملا مظفر ) رجوع شود به طبايع ستارگان
سَعدِ بُزُرگ سَعدِ كوچَك
رجوع شود بطبايع ستارگان .
سَعدَين
- ( اصطلاح نجومى ) و منظور سياره مشترى و زهره است .
چنان كه زحل و مريخ را نحسان گويند .
سُعُود
- ( نجومى ) و بيست و چهارمين منزل از منازل قمر است و علامت آن دو ستاره است از جنوب تا شمال فاصلهء بين آن دو يك ذراع است آنكه در شمال است بر منكب چپ ساكب الماء است و آن ديگر در زير بغل او و سعد السعود نيز گويند .
از بيست باب ملا مظفر
سِعَه
- ( هيئت ) بعد جرم سماوى را از افق گويند خواه به طرف شرق باشد يا غرب .
سِعَةُ القَلب
- ( اصطلاح عرفانى ) سعة القلب عبارت از تحقق انسان كامل است به حقيقت برزخيهء جامعه ، امكان و وجوب را ، زيرا قلب انسان كامل عبارت از همين برزخ است .
( اصطلاحات شاه نعمت إله ص 37 )
آن برزخ جامع دل انسان كاملست * او را مطلب ازو كه او حاصل است ؟