رسائل ص 134 - 135 ) جامى گويد :
اى پر از فيض وجود تو جهان * غرق نور تو چه پيدا چه نهان
مايهء صورت و معنى همه تو * با همه بىهمه تو اى همه تو
بىنصيب از تو نه چندست و نه چون * خالى از تو نه درون و نه برون
كردهء در همه اضداد ظهور * هيچ ضد نيست ز نزديك و ز دور
جامى از هستى خود پاك شده * در ره فقر و فنا خاك شده
در بقا از تو فنا ميخواهد * وز فنا در تو بقا مىخواهد
عراقى گويد :
أكئوس تلألأت بمدام * ام شموس تهلكت [ تهللت ] بغمام
از صفاى مى و لطافت جام * در هم آميخت رنگ جام و مدام
همه جامست و نيست گوئى مى * يا مدامست و نيست گويى جام
چو هوا رنگ آفتاب گرفت * هر دو يكسان شدند نور و ظلام
روز و شب با هم آشتى كردند * كار عالم از آن گرفت نظام
گر ندانى كه اين چه روز و شب است * يا كدامست جام و باده كدام
سريان حيات در عالم * چون مى و جام فهم كن تو مدام
انكشاف حجاب علم يقين * چون شب و روز فرص كن و سلام
گر نشد اين بيان ترا روشن * جمله ز آغاز كار تا انجام
جام گيتىنماى را به كف آر * تا به بينى به چشم دوست مدام
سَريرِ بَناتُ النَّعش
- ( نجومى و عبارت است از هفت كوكبى كه واقع بر عنق و سينه و دو زانوى دب اكبر است يعنى ستارگان 7 ، 9 ، 10 ، 11 ، 14 ، 15 - صورت دب اكبر ( از صور كواكب ص 33 ) .
سَطوَت
- ( عرفانى ) قهاريت انوار الهى است .
سَطح
- ( اصطلاح فلسفى ) امرى كه طولا و عرضا قابل انقسام باشد سطح ميگويند و سطح محدب يعنى سطح روئين جسم و سطح مقعر يعنى سطح زيرين جسم .
( از شفا ج 1 ص 63 - دستور ج 2 ص 168 )
سَعادَت
- سعادت عبارت از نيل به مطلوب است سعد نقيض نحس است و سعادت ضد شقاوت است .
يكى از مسائل مورد بحث اهل نظر بحث در سعادت و شقاوت است و آنكه سعادت و شقاوت چيست و آيا از امور حقيقى ميباشند يا اعتبارى اضافى نسبى و آيا از امور ذاتى ميباشند يا عرضى و معنى « السعيد سعيد فى بطن امه و الشقى شقى فى بطن امه » چيست و اگر سعادت و شقاوت ذاتى باشند پس انزال كتب و ارسال رسل بيهوده است و اگر عرضى باشند و اكتسابى پس معناى قضا و قدر چيست و سعادت و شقاوت در آخرت چيست و سعيد و شقى چه كسانى هستند قسمتى از اين مسأله در تحت عنوان كلمهء اختيار و جبر مورد بحث قرار گرفته است و ما نيز بيان كرديم .
صدر الدين شيرازى در مقام بيان