يا ببهرهء علوى باشد او را دفع الطبيعه خوانند و اين آنست كه بقبول گفتيم . يا سفلى ببهرهء خويش باشد و علوى را اندر آنجاى او همى بهره بود پس او را دفع الطبيعتين خوانند زيرا كه هم طبع خويش و هم طبع علوى به دو همىدهد . و اين دفع الطبيعتين نيز آن را گويند كه سفلى اندر حيز خويش بود و بعلوى پيوندد كه هم بحيز خويش باشد چيزى نه مخالف و لكن سفلى و علوى هر دو روزى باشند يا هر دو شبى . و اين از جهت آن دفع الطبيعتين نام كردند كه حيز تمام نشود مگر به دو معلى پس اين دو معلى همىدهد .
( رجوع شود به التفهيم ص 495 )
دَفعُ الطَّبيعه
- رجوع به دفع تدبير شود .
دَفعُ القوَّة
- رجوع به دفع تدبير شود .
دفع مفسده
( اصطلاح فقهى ) دفع مفسده اولى است از جلب مصلحت - اين قاعده بطور كلى ممنوع است زيرا بسا اتفاق ميافتد كه امر دائر شود بين مفسدهء كه چندان مهم نيست و منفعت مهمى كه احراز آن مهم تر از وقوع در مضرت باشد - بهر حال اين قاعده هم راجع است بقاعده لا ضرر .
( كليات حقوقى ص 6 )
دِقَّه
- بكسر دال و تشديد قاف ( اصطلاح ادبى ) در لغت يعنى باريك شدن ، و در نزد بلغا آن باشد كه كلام را بطورى گويند كه معانى باريك انگيزد چنان كه به غموض مفهوم گردد و آن ايهام و تخييل و امثال آن باشد ( از كشاف ج 1 ص 530 ) .
دَقيقَه
- ( اصطلاح عرفانى ) دقيقه به معناى سر دقيق است كه هر كس بر آن آگاه نشود و مرتبت دقايق اجل از مرتبت حقايق است .
( از دستور العلماء ج 1 ص 104 )
دَفنِ مَيِّت
- ( اصطلاح فقهى ) و دفن ميت عبارت از پنهان كردن و در خاك كردن ميت است روى به طرف قبله بر جنب راست بنحو خاص يعنى بايد ميت را رو به قبله بر دست راست قرار دهند بطورى كه سر آن به طرف مغرب باشد و پاهايش به طرف مشرق و اين امر يعنى دفن ميت از واجبات كفائى است . ( از شرح لمعه ص 37 - عروة ص 155 ) .
الواجب مواراته فى الارض مستقبل القبلة على جانب الايمن و يستحب ان يكون عمقه نحو قامة و وضع الجنازة اولا . . . و السبق برأسه و المرأة عرضا » . ( از شرح لمعه ج 1 : 37 ) رجوع به كفن شود .
در معتقد الاماميه آمده است :
و سنت آنست كه از پس جنازه روند ، يا از جانب راست ، يا از جانب چپ . از براى آنكه اين را تشييع جنازه خوانند در عرف شرع ، و تشييع از پى رفتن باشد نه از پيش .
و جنازه در پيش كور بنهند اگر مرد باشد ، و در سه دفعه نقل كنند ، و از قبل پائين گور در گورش نهند ، چنان كه اول سرش بگور رسد . و اگر زنى باشد در پيش گور و از پهنا بگورش نهند .
و گور بايد كه به مقدار بالاى مرده باشد .
و چون در گور نهند گرههاى كفن بگشايند ، و رويش بر خاك نهند ، و شهادتين و نامهاى ائمه تلقين كنند . و اين ولى مرده را بايد كرد يا كسى كه ولى مرده فرمايد . و اگر زنى باشد اين همه كسى كند