تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢
و زندگى كردن و تدبير معاش بر مردم سهل و آسان كنند و مردم را با يكديگر دوست و بر يكديگر مشفق گردانند و سعى كنند تا مردم با يكديگر راست گفتار و راست كردار شوند . ( رجوع شود به انسان كامل ص 48 ) مولانا گويد :
خرم آن باشد كه چون دعوت كنند * تو نگوئى مست و خواهان منند دعوت ايشان صفير مرغ دان * كه كند صياد در مكمن نهان دعوت مكارشان اندر كشيد * الحذر از مكر شيطان اى رشيد

دُعاى افتِتاح

- ( اخلاقى مذهبى ) دعاى زير را گويند : اللهم انى أفتتح الثناء بحمدك و أنت مسدد للصواب بمنك تا آخر ( رجوع بجامع الدعوات ص 705 شود )

دُعاىِ سَحَر

- ( اخلاقى ، مذهبى ) از جمله دعاهائى است كه در سحرگاهان ماه رمضان پس از خوردن غذا و نوشيدن بعنوان روزه داشتن خوانند مطلع آن اين است : اللهم انى أسألك من بهائك بأبهاه . ( رجوع شود به جامع الدعوات ص 11 - 13 )

دُعاىِ قُربانى

- ( اخلاقى ، مذهبى ) يكى از ادعيهء مأثوره است كه هنگام قربان كردن در مكهء معظمه و يا غير آن مستحب است بخوانند يعنى در هنگام قربان كردن گوسفند يا شتر . ( رجوع شود به مفاتيح الجنان ) و جامع الدعوات )

دَعوى

- ( اصطلاح فقهى ) و در لغت گفتارى است كه بوسيله آن شخص ايجاب و اثبات حق خود را بر غير ميخواهد و نزد فقها عبارت از خبر دادن نزد قاضى است بر امرى عليه غير و آن غير را مدعى عليه گويند رجوع شود به مدعى و مدعى عليه و رجوع شود به ( كشاف ح 544 ) .

دفاتر استعدادات

- ( اصطلاح عرفانى ) مراد لوح قدر است . ( از رسائل ص 282 ) .

دِفاع

- ( اصطلاح فقهى ) دفاع در مقابل جهاد است و آن در موقعى است كه دشمنان بر مردم مسلمان هجوم آورند و حمله نمايند و آن واجب است بر همه افراد « الدفاع عن النفس و المال و الحريم جايز فى الجميع بحسب القدرة و دم المدفوع هدر حيث يتوقف الدفاع على قتله » و بالجمله دفاع از حقوق اوليه هر فردى است جهت حفظ مال و جان و عرض و ناموس خود ( از شرح لمعه ج 2 ص 325 ) .

دَفتَر

- ( اصطلاح عرفانى ) دفتر كنايت از صحيفهء دل است و كنايت از عمر است . گنج فقير :
دفتر عمر شد سيه ز فسوس * مختصر كن مطولت ز دروس
مولانا گويد :
دفتر صوفى سواد و حرف نيست * جز دل اسپيد همچون برف نيست

دَفعِ تَدبير

- ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان گويد : پيشتر گفته بوديم كه اتصال را دفع تدبير خوانند . پس بايد نگرستن ، اگر سفلى ببهرهء خويش باشد و علوى هر گونه كه باشد آن پيوند را دفع القوه خوانند .
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 852 | سيد جعفر سجادى