بعضى از ارباب مذاهب فاسده قطعآور بودن خبر متواتر را منكر شده و گفتهاند كه خبر ، خواه واحد و خواه متواتر باشد بالاخره محتمل الصدق و الكذب است و هرگز نمىتواند در مستمعين توليد قطع كند - لكن اين گفته مخالف حس است چه آنكه ما با البداهه مىبينيم كه خبر همين كه به حد تواتر رسيد طبعا در ما افادهء قطع مىكند - كما اينكه ما مثلا بوجود بلاد بعيده و جزائر دور افتادهء يقين داريم و اين يقين بلا ترديد مولود اخبار جماعتى است كه متواترا وجود آنها را براى ما نقل كردهاند و همچنين ما قاطع هستيم كه فلان واقعه بوقوع پيوسته و اين قطع نيز از اتفاق مورخين و تواتر اخبار آنان پديد آمده است - پس خبر متواتر بذاته قطعآور و به همين جهت در مذهب ما حجت مىباشد .
و بهر حال متواتر بر دو قسم است متواتر لفظى - متواتر معنوى .
الف - متواتر لفظى : هرگاه تواتر در لفظ حديث باشد يعنى حديث مزبور بوسيلهء كل رواة بيك لفظ و بيك عبارت نقل شده باشد در اين صورت آن را متواتر باللفظ يا لفظى نامند مانند حديث معروف الاعمال بالنيات كه همهء رواة آن را بلفظ واحد روايت كردهاند .
ب - متواتر معنوى : هر گاه اخبار متكثر و مختلف باشند لكن هر يك از آنها مشتمل بر معنائى باشد كه آن معنى قدر مشترك بين الكل باشد . در اين صورت آن اخبار را كه در آن قدر مشترك متواتر شدهاند متواتر بالمعنى گويند .
مثلا راجع بحاتم طائى كه در ميان قبائل عرب بسخاوت مشهور مىباشد اخبار مختلفى وارد شده كه يكى از بخشش وى نسبت بزيد و ديگرى از بذل مالى به عمرو و سومى از اهداء هداياى كثيرهء به بكر و هكذا . . . حكايت ميكنند و اين اخبار هر چند نسبت بفرد فرد وقايع مزبوره متواتر نيستند ولى چون مشتركا بسخاوتمندى حاتم دلالت مىكند لذا آن اخبار نسبت به آن قدر مشترك متواتر بالمعنى ميباشند .
براى اينكه خبر متواتر افادهء علم كند محتاج به اجتماع شرائطى است كه بعضى از آنها متعلق بمخبرين و بعضى ديگر مختص بمستمعين مىباشد .
الف - شرايط متعلقهء بمخبرين :
1 - مخبرين از حيث عده نفرات بايد به حدى برسند كه تبانيشان بر كذب عادتا ممتنع باشد .
2 - بلوغ به حد مزبور بايد در تمام طبقات مخبرين رعايت شود يعنى اگر خبر متواتر ، با چندين واسطه بما رسيده باشد - در اين صورت هر يك از طبقاتى كه واسطهء روايت بودهاند بايد از حيث عدهء نفرات به حد نصاب مزبور بالغ شود . بنا بر اين مثلا اگر عده رواة طبقه اول در حدود نصاب بوده ولى عده طبقهء دوم و يا سوم كمتر از حد نصاب باشند در اين صورت آن خبر - خبر متواتر محسوب نشده و ايجاد قطع نخواهد كرد .
3 - علم آنان مستند بحس باشد يعنى آنچه را كه ديده و يا شنيدهاند روايت كنند .
بنا بر اين نقل مسائل عقليه مانند حدوث عالم يا قدم آن و لو اينكه بسر حد تواتر هم برسد
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 788
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٧٨٨