تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
نام ديگر حواء بود و يكى از صور ستارگانى بود به صورت مردى ايستاده كه بر دست مارى بود كه سر آن مار در زير اكليل شمالى و ذنب او نزديك بر نسر طائر است .

حَياء

- حياء يعنى شرم و در اصطلاح از حمله احوال مقربانست و چندان كه قرب زيادتر حياء زيادتر است و هر كه هنوز حال حيا در آن فرود نيامده باشد هيچ مرتبت از مراتب نيافته است . در حديث آمده است كه الحياء من الايمان . سهل بن عبد الله گويد « ادنى مقام من مقامات القرب الحياء » . و حياء دو گونه است : يكى حياء عام و ديگرى حياء خاص ، حياء عام صفت اهل مراقبت است كه قلب ايشان از هيبت اطلاع رقيب قريب بر سيئات و تقصيرات خود منطوى گردد چنان كه ذو النون گفته است : « الحياء وجود الهيبة فى القلب مع حشمة ما سبق منك الى ربك » . و حياء خاص صفت اهل مشاهدت مىباشد كه روح ايشان از عظمت شهود حق در خود منطوى گردد . و ثمرهء حياء در امان بودن از عذاب و خفت حساب و عدم ادعاى ثواب است و كسى كه خدا را بشناسد و بزرگ دارد ازو حياء كند . بعضى گويند حياء عبارت از وجود هيبت است در قلب با وحشت ( مصباح الهدايه ص 419 ) . در شرح منازلست كه حيا زائيدهء تعظيم و محبت است و اگر تنها زائيده تعظيم باشد نتيجهء آن خوف باشد و اگر سبب آن تنها محبت باشد نتيجهء آن شوق و طلب مىباشد ( از شرح منازل ص 87 ) . ناصر خسرو گويد :
حيا اصليست اندر ذات انسان * كه دارد آدمى را آدمى سان حياء و عقل و ايمانند با هم * ز يكديگر نپردازند يك دم

حَيات

- ( اصطلاح عرفانى و فلسفى ) يعنى زندگى وحى يعنى زنده و در اصطلاح متجلى شدن بنور اقدس الهى است در ظل انوار ساطعهء او كه سبب آن ترك علائق دنيوى و اميال شهوانى است . لاهيجى گويد : همان طورى كه ممات بر سه نوعست حيات نيز بر سه نوعست ، كه گفته‌اند : « ما الحياة الا فى الموت : اى حياة القلب فى موت النفس » ( طبقات ص 489 ) . يكى حيائى كه در هر طرفة العين بتجلى نفس رحمانى و امداد وجود متواتر ميرسد ، دوم حياتى است ابدى قلبى كه بواسطهء انسلاخ از صفات نفسانى و اتصاف بصفات قلبى حاصل ميگردد ، سوم حياتى است كه در برازخ مثالى و ملكوتى بحسب حال هر كسى است . صاحب منازل گويد : حيات در اصطلاح اهل الله اشارت به سه چيزست اول حيات علم از موت جهل كه او را سه نفس باشد ، نفس خوف و نفس رجاء و نفس محبت . دوم حيات جمع از موت تفرقت كه او را سه نفس باشد نفس اضطرار و نفس افتقار و نفس افتخار و سوم حيات وجود است و آن حيات به حق است و آن را سه نفس است ، نفس الهيت و نفس وجود و نفس انفراد
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 770 | سيد جعفر سجادى