تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
حواله صحيح است اگرچه محال عليه به محيل مديون نباشد و لكن مشهور نزد اصحاب و شافعيه شرط حواله اشتغال ذمه محال عليه است به محيل و فرق بين ضمان و حواله را همين قرار داده و ميگويند اداء آن بدون سبق دين تبرع محسوب است . و بهر حال بايد محيل به محتال مديون باشد . ( كليات حقوقى 159 )

حُوريَّه

- ( اصطلاح عرفانى ) فرقه‌اى از صوفيه‌اند كه مذهب آنها مانند مذهب حاليه است الا آنكه گويند حوران بهشتى در بيهوشى نزد ما آيند و ما را بايشان صحبت واقع مىشود و چون به هوش آيند غسل نمايند ( از كشاف ج 1 ص 324 ) .

حُوت

- يعنى ماهى اين كلمه مأخوذ از قرآن مجيد است كه فرمودند
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ
.
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ
، در نزد اهل ذوق كنايت از خذلان عارف است . در نجوم صورتى بود واقع در منطقة البروج كه بدان صورت حونين يا نونين گفته مىشود و آن دو حوت بود يكى حوت شمالى كه حوت متقدم نامند و حوت غربى . و يكى از بروج دوازده‌گانه است بيت مشترى و شرف زهره و هبوط عطارد و هم و بال اوست برجى است مائى مؤنث ليلى ، شمالى و بلغمى مزاج . رجوع شود برسالهء سوم از رسائل اخوان ص 90 و بالاخره در نزد اهل ذوق كنايت از بدبختى عارف است .
يونست در بطن ماهى پخته شد * مخلصش را نيست از تسبيح بد گر نبودى او مسبح بطن نون * حبس و زندانش بدى تا يبعثون او به تسبيح از تن ماهى بجست * چيست تسبيح آيت روز الست گر فراموشت شد آن تسبيح جان * بشنو اين تسبيحهاى ماهيان هر كه ديد آن بحر را آن ماهيت * هر كه ديد الله را اللهى است . اين جهان دريا و تن ماهى و روح * يونسش محجوب از نور صبوح گر مسبح باشد از ماهى رهيد * ور نه در وى هضم گشت و ناپديد ماهيان جان در اين دريا پرند * تو نمىبينى كه كورى و نژند . بر تو خود را مىزنند آن ماهيان * چشم بگشا تا به بينى شان عيان ماهيانى جمله روحى بىجسد * نى در ايشان كبر و كين و نى حسد ماهيان را گر نمىبينى بديد * گوش تو تسبيح شان آخر شنيد

حُوتُ الجُنُوبى

- اصطلاحات نجومى است و آن يكى از صور كواكب جنوبى است .

حُور

- ( بفتح حاو و او اصطلاح نجومى ) و آن يكى از ستارگان بنات نعش بزرگ بود .

حَوض

- ( اصطلاح نجومى ) و ستاره‌هائى بود جلوى بنات النعش اكبر مانند نيم دايره . ( از التفهيم ص 101 )

الحُويَّة

- [ بضم حا ] ( اصطلاح نجومى )