شوند و چند علت مؤثر در يك معلول باشند نهايت على التوارد و اين امر محال است رجوع به تعاقب شود .
تَوارى
- اين اصطلاح عرفانى است و احاطه و استيلاى الهى را گويند .
( از كشاف ص 1524 )
تَواضُع
- ( اصطلاح اخلاقى و عرفانى ) از نظر اخلاق آن بود كه خود را مزيتى نشمرد بر كسانى كه در جاه از او نازلتر باشند .
( از اخلاق ناصرى ص 77 ) و از نظر عرفاء وضع نفس خود با حق است در مقام عبوديت و با خلق در مقام انعطاف كه در قسم اول با انقياد اوامر و نواهى بود يا بقبول تجليات صفات يا با فناء وجود در تجلى ذات كه انقياد اوامر و نواهى تواضع مبتديانست و قبول تجليات صفات در قلب با فناى مشيت حق ، تواضع متوسطانست و قبول تجلى ذات در روح با فناء وجود خود در وجود مطلق ، تواضع منتهيانست و قسم دوم كه وضع نفس در مقام انصاف باشد با خلق يا بقبول حق بود يا برعايت حقوق يا به ترك ترفع و توقع حكم « طوبى لمن تواضع من غير منقصة ذل فى نفسه من غير مسكنة » و باز در خبر است كه « من تواضع الغنى لاجل غناه فقد ذهب ثلثا دينه » ( از مصباح الهدايه ص 315 ) .
و گفتهاند ( من أراد التّواضع فليوجّه نفسه الى عظمة الله فانها تذوب و تصفو و من نظر الى سلطان الله ذهب سلطان نفسه لأنّ النفوس كلّها فقيرة عند هيبته ( از طبقات ص 20 ) .
جنيد گويد : تواضع عبارت از نرمى و آرامش و مهربانى است .
رويم گويد : تواضع ذليل بودن دلهاست براى دانندهء غيبها .
و گفتهاند « التواضع تصفيه الباطن ، تلقى بركاته على الظاهر و التكبر من كدورة الباطن تظهر كلمته ( كله ) ؟
على الظاهر » ( از طبقات ص 405 ) .
عبد الله بن منازل گويد « من عظم قدره عند الناس يجب ان يحتقر نفسه عندهم » ( طبقات ص 267 ) .
و گفته شده است : كه تواضع عبارت از قبول حق است از حق براى حق .
و گفتهاند تواضع عبارت از گردن نهادن ذلت و كشيدن بار گرانست .
( از شرح تعرف ج 3 ص 125 ، 127 ) .
حضرت رسول فرمودند :
« طوبى لمن تواضع فى غير منقصة و ذل فى نفسه فى غير مسكنة و انفق مالا جمعه فى غير معصية و خالط اهل الفقه و الحكمة و رحم اهل الذل و المسكنة و طوبى لمن ذل نفسه و طاب كسبه و صلحت سريرته و حسنت علانيته و عزل عن الناس سره ، طوبى لمن عمل بعلمه و انفق الفضل من ماله و امسك الفضل من قواه »
.
تَواطُؤ
- ( اصطلاح منطقى ) تواطؤ عبارت از لفظ است براى امر و مفهوم عام مشترك بين افرادى چند على التساوى در مقابل تشكيك و آن لفظ را متواطى گويند مانند لفظ انسان رجوع شود به متواطى .
( از كشاف ص 1440 ) .
تَوافُق
- ( اصطلاح منطقى ) مراد تساوى است رجوع به نسب اربعه شود .
تَوافُقِ شَهادات
- ( اصطلاح فقهى ) در شرايط گواهان گفته شده كه هنگامى