تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
ايام شباب است و صفت معشوق و شرح حال خويش است و نزد شعراء آنست كه صفت هر چيز كه كند مثل عشق و معشوق و فراق و امثال آن و شرح حال هر كه دهد مانند حال مكان معشوق و حال خود و حال زمان و حال زمانيات و جز آن تا مدح ممدوح آن را تشبيب خوانند و بالجمله ابيات اول قصيده تا مدح ممدوح شامل خاطرات خواهد بود و از بهار يا خزان يا طلوع آفتاب يا غروب آن قبل از مدح آرد ( از كشاف ج 1 ص 806 - دره نجفى ص 97 )

تَشْبيع

- ( اصطلاح ادبى ) و آنست كه لفظ قافيه را ابتداى بيت دوم كند و اگر در هر مصراع چنين كند بهتر است مثال :
زمن دل ببردى و خستى جگر * جگر عاشقان را بديسان نگر نگر كز غمت شد پريشان دلم * دلم بد چنين زد چو ديدم خطر
( از كشاف ج 1 ص 335 )

تَشْبيه

- ( اصطلاح ادبى رفانى ) چيزى به چيزى ماننده كردن است و دلالت بر مشاركت امرى با امرى ديگر باشد در معنى از معانى ، امر اول را مشبه و دوم را مشبه به آن معنى مشترك را وجه شبه نامند و در اين باب از معنى مشاركى بين مشبه و مشبه به چاره نباشد و اين تشبيه بر دو وجه است استعارت به كنايت و تجريد بود و رابطه تشبيه را ادات تشبيه گويند چنان كه در « زيد كالأسد - » زيد مشبه است و اسد مشبه به و شجاعت كه قدر مشترك است وجه شبه و كاف حرف تشبيه است و گاه حرف و ادات حذف شود مانند
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ »
و غرض از تشبيه اغلب بازگشت به مشبه كند و اغراض و دواعى بسيار باشد ، طرفين تشبيه گاه هر دو حسىاند و گاه عقلى مثال اول
« ثُمَّ - قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ »
و دوم
« فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً »
و نيز تشبيه يا مرئى باشد كه مشبه و مشبه به هر دو از اعيان بوند يعنى از موجودات چون تشبيه زلف بشب و لب بشكر دوم غير مرئى بوند كه مشبه به از موجودات واقعى نباشد مانند مشعل آتش بدرياى زرين و تشبيه هفت نوع است مطلق كه در او نوعى حرف تشبيه آورند كه در عربى « كاف كان . . . » باشد و در فارسى « چون و مانند » باشد دوم مشروط كه تشبيه چيزى بر چيزى مشروط باشد سوم تشبيه به عكس چهارم اضمار ، پنجم كنايت ششم تفضيل هفتم تشبيه تسويه و با بالجمله تشبيه را چهار ركن است مشبه و مشبه به و وجه شبه و ادات تشبيه و استعارت عبارت از استعمال مشبه به در مشبه است از جهت مبالغت در تشبيه بدين جهت با تشبيه فرقى دارد رجوع باستعاره شود . در ابدع آرد . تشبيه مانند كردن چيزى است به چيزى در صفتى بواسطهء ادوات تشبيه . اركان تشبيه . مشبه ، مشبه به ادوات تشبيه و وجه شبه است و آن يا تشبيه مطلق است مثال آن در فارسى .
اى ماه چو ابروان يارى گوئى * يا همچو كمان شهريارى گوئى نعلى زده از زر عيارى گوئى * بر گوش سپهر گوشوارى گوئى
و مثال تشبيه مقيد يا مشروط :
اگر گردون بلا بارد توئى گردون گه حمله * و گر دريا گهر بخشد تو اى درياگه احسان