ناظر به شش برج بود نيمى از فلك بود و مقابله نامند .
( از التفهيم ص 345 ) .
و رجوع به قران شود .
تَسَرّى
- ( اصطلاح فقهى ) كنيزى را به زنى گرفتن با وجود آنكه زن آزاد داشته باشد .
تَسَلْسُل
- ( اصطلاح حديث و فلسفه ) تسلسل در لغت پيوستن و پيوسته شدن و روان شدن آب در گلو است و نزد محدثان توارد رجال اسناد حديث باشد يكى پس از ديگرى بر يك حالت و صفت ( صفات و حالات روات يا اسناد ) ( از كشاف ج 1 ص 762 ) .
و در اصطلاح فلسفه عبارت از ترتيب امور غير متناهى است به نحوى كه مرتبت لاحق مترتب بر مرتبت سابق و بدنبال آن باشد و بالاخره امورى كه در ترتب وجودى به يكديگر پيوسته باشند « و هو وجود علل و معلولات فى سلسلة واحدة غير متناهية » ( از كشف المراد ص 67 ) تسلسل از لحاظ امور متسلسل بر چند نوعند .
الف - تسلسل در امور اعتبارى كه بر حسب اعتبار معتبر و اعتباركننده است و آن را تسلسل يقفى ناميدهاند كه با توقف و عدم اعتبار اعتباركننده متوقف مىشود اين نوع از تسلسل را باطل ندانستهاند چون در حقيقت تسلسل نيست يعنى شخص ميتواند هر اندازه كه بخواهد اوهام و تخيلات خود را به دنبال هم ادامه دهد .
ب - تسلسل در حوادث و زمانيات اين نوع تسلسل نيز باطل نيست زيرا اجزاء آن بطور متدرج موجود و معدوم ميشوند و مجتمع در وجود نمىباشند و حوادث زمانى هر يك در ظرف خود موجودند و بهر حال دليلى بر بطلان تسلسل در حوادث زمانى اقامه نشده است .
ج - تسلسل در علل و معلول كه عبارت از ترتب امور غير متناهى است كه هر مرتبتى علت لاحق و معلول سابق مىباشد صدرا گويد :
تسلسل در علل و معلول عبارت از تراقى عروض عليت و معلوليت است الى غير النهايه به آنكه آنچه معروض عليت است معروض معلوليت باشد پس اگر معروضات متناهية العدد باشد رواست و الا تسلسل است و بالجمله نامتناهى بودن بر چند قسم است :
الف - نامتناهى در امور مجتمع الوجود و اين قسم خود بر دو نوع است يكى آنكه بر حسب ترتب طبيعى باشد كه تسلسل در علل و معلول خواهد بود و ديگر بر حسب ترتب وضعى مانند ابعاد نامتناهى .
ب - نامتناهى در امور غير مجتمع الوجود مانند زمان و زمانيات .
ج - نامتناهى در امور عرضى مانند نفوس ناطقه .
د - نامتناهى در امور اعتبارى كه بر حسب اعتبار عقل است .
ه - نامتناهى در اعداد و مقادير .
و براى وقوف بر دلائل بطلان تسلسل و نامتناهى بودن ابعاد و مقادير و غيره رجوع به برهان و اقسام آن شود .
( از اسفار ج 1 ص 144 - 147 و 13 و 24 و كشف المراد چاپ اصفهان ص 59 )
تَسْليم
- ( اصطلاح فقهى ، و اخلاقى