آن افتد .
تَسْبيح
- ( اصطلاح فقهى و عرفانى ) تسبيح در لغت منزه دانستن حق باشد از نقائص امكان و امارات حدوث و از عيوب ذات و صفات است چنان كه قديس و در اصطلاح تسبيحات « سبحان الله و الحمد الله و لا إله الا الله اكبر » گفتن باشد .
از شرح لمعه ج 1 ص 64 ، 97 - كشاف ج 1 ، ص 703 ) .
و بر ذوق جوانمردان طريقت :
اينجا سباحت اسرار دوستان است بحار اجلال حق را ، ايشان در بحر نور اعظم غواصى ميكنند و جواهر توحيد بيرون همىآرند و در سلك ايمان ميكشند ، جوانمردانى كه قدم بر بساط قرب دارند . به حد اتحاد رسيده و دوئى برخاسته و دست اغيار از ايشان كوتاه شده و سرهاشان بر حقايق حق مطلع شده ، از علايق و خلايق ببريدند ، تا مجاور كعبهء وصال شدند . بوسائط و شرائط بگذشتند : معتكف كوى اقبال شدند . ( از عده ج 15 ص 45 ) .
و گفتهاند « التسبيح نصف الميزان و الحمد يملأه و لا إله الا الله ليس له حجاب دون الله حتى تخلص اليه » ( عده ج 8 ص - 157 ) .
جامى گويد :
حمد و تسبيح حق بدين قانون * كه رسانيده شد بعرض اكنون
بلسان دلالت آمد و حال * نه به ترتيب لفظ و حرف و مقال
وين بسمع خرد شده مدرك * و اندر اين نيست هيچ كس را شك
ليك ارباب كشف و اهل بيان * در جماد و نبات و هر حيوان
نطق ديگر همىكنند اثبات * در جميع مواطن و اوقات
همه هستند زنده و گويا * خالق خويش را بجان جويا
حمد و تسبيح حق همىگويند * راه قرب و رضا همىپويند
تيزگوشان كه شمعشان مبدل * شد بسمع ذكر ز نور ازل
حمد و تسبيحشان همىشنوند * گر به اهل نظر نمىگروند
تَسْبيحهء صُغْرا
- ( اصطلاح فقهى ) مراد « سبحان الله سبحان الله ، سبحان الله » است
تَسْجيع
- اين اصطلاح اهل عروض است و آن را سجع هم مىگويند رجوع به سجع شود .
تَسْخير
- ( عرفانى ) اين اصطلاح مأخوذ از قرآن مجيد است كه فرمودند و سخر لكم الفلك لتبحرى فى البحر و در نزد اهل ذوق يعنى تسخير نفس ناطقه نفس اماره را .
تَسْديس
- ( اصطلاح هيوى ) گويند هر هر يك از بروج دوازدهگانه اگر ناظر به برج سوم از خود بود بتوالى تسديس نامند زيرا دو از 12 مىشود دو دوازدهم كه مساوى يك ششم است و البته ميان آن و برج سوم كه با آن مقايسه مىشود 60 درجه فاصله است و اگر ناظر به برج چهارم بود بعد از خود قهرا تربيع بود زيرا ميان دوازدهم اولين سه برج است و سه دوازدهم مساوى با يك چهارم است و اگر ناظر ببرج پنجم بود تثليث است زيرا چهار دوازدهم مساوى با يك سوم است و البته فاصله در تربيع 90 درجه و در تثليث صد و بيست درجه است و اگر