را ستايش كنند به سه جهت بود يكى آنكه جوهرى است علوى و شريف دوم اينكه ابراهيم را نسوزانيد سوم اينكه گمان برند كه اگر آن را ستايش كنند از عذاب آتش جهنم نجات يابند و بالجمله نار قبلهء آنان بود ( رجوع شود به شهرستانى ضميمه ابن حزم ص 41 - 94 )
بيوت وَبال
- ( اين اصطلاح نجومى است ) در اصطلاح نجوم برج اسد خانه و بيت آفتاب است و سرطان بيت قمر ، جوزاء و سنبله بيت عطارد ، ثور و ميزان بيت زهره ، حمل و عقرب بيت مريخ قوس و حوت بيت مشترى ، جدى و دلو بيت زحل . و و بال هر كوكبى در مقابلهء بيت آن بود و هر يك از اين كواكب را در بيوت بعضى ديگر مواضع مخصوص بود كه شرف و هبوط و اوج و حضيض از همين امر بود .
( رجوع شود به رسائل اخوان رساله دوم در نجوم ص 78 ) .
بُيْهَسِيِّه
( به صيغهء تصغير ) ( از اصطلاحات كلامى و ملل و نحل است ) .
اصحاب ابو بيهس الهيصم بن جابر را گويند كه حجاج در ايام وليد در مدينه با او جنگيد و بر او غلبه يافت .
اينان گويند مسلم كسى است كه بر توحيد خدا و معرفت رسول و ولايت امامان و برائت از اعداء خداى و رسول و اولياء إله اقرار كند . ( از ملل و نحل شهرستانى ص 57 ، 58 ) شايد اين كلمه تصحيف بيهشيه باشد كه گذشت .
بَيِّنَة
- ( از اصطلاحات فقهى است ) در كليات حقوقى آمده است :
فرق بين بينه و اقرار اين است كه شارع مؤداى بينه را بمنزلهء واقع قرار داده و به اين لحاظ جميع آثار واقع بر آن مترتب مىشود .
بنا بر اين هر گاه بموجب بينه ثابت شود كه فلان خانه متعلق به زيد است ميتوان خانه را از او خريد و آن را رهن گرفت و هكذا .
اما اقرار ، ادله اعتبار آن ناظر بواقع نيست بلكه منتهاى مراتب اين است كه شخص مقر بموجب اقرار العقلاء على انفسهم جائز مأخوذ و ملزم باقرار خود مىباشد . اما ديگرى ملزم به آن نيست پس در جائى كه زيد اقرار كند كه فلان زن عيال او است و او منكر باشد ، مرد ملزم است بجميع آثار زوجيت ولى زن ملزم به چيزى از آثار زوجيت نيست . بر عكس اگر مرد اقامه بينه بر زوجيت كرد و حاكم حكم داد زن ملزم بجميع آثار زوجيت خواهد بود و ديگر محلى براى انكار او باقى نمىماند و علت همان طورى كه ذكر شد اختلاف دليل صحت و اعتبار بينه است و اقرار .
و اينكه گفتهاند بينه حجتى است متعدى و اقرار حجتى است قاصر نظر به همين معنى داشتهاند .