و بالجمله مراد دلائل و شهود است و گويند « البينة من المدعى و اليمين على من انكر » « البينة حجة شرعية » ( قواعد شهيد ص 189 ) . رجوع به ( كشاف ج 1 ص 172 - شرح لمعه ج 1 ص 209 ) شود .
بُيْهَشِيَّه
- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از خوارج اصحاب بيهش بن جابراند كه گويند ايمان عبارت از اقرار و علم باللّه و بما جاء به الرسول است كسى كه حلال و حرام را نداند كافر است و علم به محللات و محرمات واجب است . ( از كشاف ج 1 ص 139 ) .
بَيْعَت
- ( اصطلاح عرفانى ) بيعت عبارت از تسليم مريدست به شيخ كامل كه وظائف و دستورات شيخ را بطور كامل اجرا كند و طريق آن مختلف و متفاوت است و در حديث است كه با حضرت رسول هفت مرتبت بيعت كردند ، پنج بيعت براى طاعت و دو بيعت براى محبت و اين بيعتهاى هفتگانه بازاء اطوار هفتگانهء قلب است .
بيگانه
- كسى كه مشرف نشده است و در مقام سير و سلوك برنيامده ، قدم در راه طريقت ننهاده است ( كشاف ص 1554 ) .
بيگانگى
- ( اصطلاح عرفانى ) بيگانگى استغناى عالم الوهيت را گويند كه به هيچ چيز و به هيچ وجه مفتقر نيست و به هيچ چيز مماثلت و مشابهت ندارد ( كشاف ص 1554 )
.
بىنشان
- ( اصطلاح عرفانى ) مقام بىاسمى است و مقام فنا است و ذات خدا را نيز گويند :
عطار گويد :
اى بىنشان محض نشان از كه جويمت * گم گشت در تو هر دو جهان ، از كه جويمت
در بحر بىنهايت عشقت چو قطرهء * گم شد نشان بنشان از كه جويمت
*
هر كه در راه حقيقت از حقيقت بىنشان شد * مقتداى عالم آمد پيشواى انس و جان شد
بُيُوت كَواكِب
- ( اين اصطلاح هيوى و نجومى است ) و آن عبارت از بخشهاى دوازدهگانهء منطقة البروج بود كه البته ابتداى آن از افق طالع بود يا از طالع افق بود بر توالى و چون شكلى مربع و يا مدور كشند و در آن دوازده خانه رسم كنند كه متصل باشد يعنى بهمديگر متصل بوند و خانهء دوازده به خانهء نخست پيوسته بود در هر خانهء درجهء اول يكى از بيوت 12 گانه را يعنى قوسى از منطقة - البروج كه واقع باشد ميان اول حمل و مركز آن خانه بر توالى ثبت نمايند و مواضع كواكب سياره و عقدتين قمر را در هر خانهء از آن خانهها كه افتد نيز به ترتيب ثبت نمايند و آن شكل را زايجه خوانند بعضى گفتهاند از زيج است و بعضى گفتهاند از زايش است . ( از بيست باب ملا مظفر ) .
در حاشيه التفهيم آمده است :
منطقة البروج را به 12 بخش قسمت