قبلى است نه آنكه جسمى معدوم شده و دو جسم ديگر پديد آمده است پس در نتيجه آنچه موجب اين همانى است يعنى انتساب دو جسم پديد آمده بيك جسم قبلى است امرى بايد باشد كه از جسم واحد قبلى در دو جسم پديد آمدهء بعدى موجود باشد و با اتصال و انفصال هر دو موجود باشد اين امر مسلم صورت جسميه نيست زيرا صورت جسميه به حكم مقدمهء دوم قابل انفصال نيست و صورت اتصاليهء جسميه از بين رفته است و دو صورت جسميهء ديگر پديد آمده است و بنا بر اين آن امر باقى را در هر دو حال هيولى ميناميم كه با متصل متصل و با منفصل منفصل است و در هر حال باقى است و قابل كون و فساد و اتصال و انفصال و ساير تحولات و تكونات است .
( اسفار ج 2 ص 119 ، 120 ، 131 ، 138 )
بُرهانِ قُوَّت وَ فِعْل
- ( اصطلاح فلسفى ) اين برهان را نيز براى اثبات وجود هيولى اقامه كردهاند بدين طريق كه گويند جسم از آن جهت كه جسم است و موجود است داراى حالت و وجود اتصالى است و داراى صورت نوعيه است كه فعليت آن بدان مىباشد و او داراى استعداد قبول فصل و وصل و كون و فساد و حالات طاريهء ديگر است از حالاتى كه بالفعل براى او مفقود ميباشند و در شرائط خاص زمانى و مكانى و معدات ديگر بطور متعاقب متوارد بر جسم ميشوند و بنا بر اين هر جسمى را دو جهت است يكى جهت موجود و وضع فعلى آن و ديگر جهات ديگرى كه متوارد بر آن ميشوند كه جهت قوت و استعداد آن باشد يكى جنبهء وجود بالفعل و ديگر جنبهء امكان و شىء از آن جهت كه بالقوت است بالفعل نمىباشد زيرا مرجع قوت بامر عدمى است و مرجع فعليت بامر وجودى است پس آنچه جنبهء قوت آنست هيولى است و آنچه جنبهء فعليت آنست صورت است .
( از اسفار ج 2 ص 130 )
بُرهانِ لِمّى
- ( اصطلاح فلسفى ) برهان لمى طريقه و روش استدلال از علت بمعلول است بر عكس برهان انى رجوع به برهان « ان » شود .
( اسفار ج 2 ص 103 - دستور ج 1 ص 236 )
بُرهانِ مُرَكَّب
- ( اصطلاح فلسفى ) برهان مركب برهانى است كه از دو يا چند قياس تركيب يافته و مفيد يك نتيجهء نهايى باشد و خود منحل به چند برهان بسيط شود چنان كه ديده مىشود كه نتيجهء برهانى مقدمهء قياس ديگر قرار گرفته و همين طور تا بالاخره منتج بيك نتيجهء نهايى شود و گاه در مقام اثبات مطلوب متوسل به برهان و جدل و خطابه شوند و گاه قياسى ترتيب دهند كه مقدمات آن مخلوط از يقينات و مشهورات و فطريات و وهميات است .
( تفسير ص 685 )
بُرهانِ مُسامَتَه
- ( اصطلاح فلسفى ) اين برهان يكى از براهين اثبات تناهى ابعاد است به اين بيان كه از مركز كره يك خط متناهى خارج مىشود و موازى با آن خط ديگرى غير متناهى از خارج كره