ثلاثه : تواضع عن رفعة و زهد عن قدرة و انصاف عن قوة » ( طبقات ) .
محمد بن حامد گويد « انكار ولاية الاولياء فى قلوب الجهال من ضيق صدور هم » ( طبقات ص 282 ) .
از ابن سالم بپرسيدند كه اولياء خدا بچه شناخته شوند گفت « بلطف لسانهم و حسن اخلاقهم و بشاشة وجوههم و سخاء انفسهم و قلة اعتراضهم و قبول عذر من اعتذر اليهم و تمام الشفقة على جميع الخلائق برهم و فاجرهم » .
( طبقات ص 415 ) قصار گويد : « الاولياء مرتبطون بالكرامات و الدرجات و الانبياء مكشوف لهم حقايق الحق ، فالكرامات و الدرجات عندهم وحشة » و نيز گويد « الانبياء منبسطون على بساط الانس و الاولياء على درجات الكرامة » . ( طبقات ص 331 ) و نيز آمده است « ان اللّه ادخر البلاء لاوليائه كما ادخر الشهادة لاحبائه » .
( عده ج 9 ص 14 ) خواجه عبد اللّه انصارى گويد : اولياى خدا ايشانند كه در بحار علوم حقيقت غواصان گوهر حكمتاند و در آسمان فطرت ، خورشيد ارادت و مستقر عهد دولتاند .
مقبول حضرت الهيت و صدف اسرار ربوبيتاند ، عنوان شريعت و برهان حقيقتاند ، نسب مصطفى در عالم حقايق بايشان زنده و منهج صدق بثبات قدم ايشان معمور ، ظاهر ايشان به احكام شرع آراسته ، و باطنشان بگوهر فقر افروخته ، آثار نظر اين عزيزان بهر خارستان خذلان كه رسد عبهر دين برآيد بركات انفاس ايشان بهر شورستان ادبار كه تابد ، عنبر عشق بوى دهد ، اگر بر نادارى ديده باز كنند مقبول و محفوظ درگاه عزت شود ؟
علامت آنست كه سرتا پاى وى همه حرمت شود ، بيهوده نگويد ، بهر كوى فرو نشود جز حلال به خود راه ندهد ، كمر بندگى جز حق نبندد .
در فقه اولياء اشخاصى بوده كه مجازند در اموال شخصى ديگر تصرف نمايند مانند « پدر ، جد پدرى ، فقيه و عدول مؤمنين » . رجوع بولايت شود .
اوْلِياءِ دَفْن
- ( اصطلاح فقهى ) اولياء كفن و دفن ميت محرمانند مانند زوج براى زوجه و بالعكس و اگر نباشند طبقات ارحام به ترتيب ارث ، الاقدم فالاقدم در هر طبقه ذكور بر اناث ، مقدماند و بالغان مقدم بر نابالغانند . ( از عروة ص 129 )
اوْلِيائِيَّه
- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از متصوفهء مبطلهاند كه گويند چون عبد بمرتبهء ولايت رسيد از او خطاب امر و نهى برخيزد . ( از كشاف ج 2 ص 153 ) .
اوَلِيّات
- ( اصطلاح منطقى ) تصديقات و تصورات بديهى و قضاياى ضرورى را اوليات ميگويند زيرا حصول و بدست آمدن آنها ضرورى بوده و نيازى بفكر و تأمل ندارند و نيز از آن جهت اوليات ميگويند كه قابل تعريف نمىباشند و تعريفاتى كه براى آنها شده است همه تعريف دورى است . زيرا تمام مسائل