امورى است از آراء و قواعد عمومى كه در هر امرى ميتواند برهان واقع شده و يا مستند واقع شود مثل اين امر كه مثلا گفته مىشود هر مقدمهء بناچار يا موجبه است يا سالبه .
( تفسير ص 227 ) و اوائل معرفت مقدمات معرفت است اول الاجناس ، جنس عالى است ، اول موجودات مبدأ آنها است ، اول مكان ، ابتداى آن است « الاول سبحانه هو الذى يعلم طبيعة الموجود بما هو موجود باطلاق الذى هو - ذاته » .
( تفسير ص 1708 و رجوع شود به 227 ، 299 ، 345 ، 1584 و رسائل جابر ص 34 ) .
اوائِل فِى الْعُقُول
- ( اصطلاح منطقى ) مراد معقولات اول است رجوع شود به معقول .
گاهى تعبير به اوائل عقول شود و گاهى اوائل فى العقول در هر حال منظور بديهيات اوليه است كه همهء مردم در احساس و ادراك آنها يكنواختاند .
( رجوع شود به رساله چهارم از رسائل اخوان الصفا ص 351 و ملل و نحل ابن حزم اندلسى ج 1 ص 6 چاپ مصر 1317 ) .
اوائِلُ امَّهات بَسائِطْ
- اين اصطلاح هم در علوم غريبه به كار ميرود و هم در فلسفه . منظور حرارت ، برودت ، رطوبت و يبوست است .
( از رسائل جابر ص 16 )
اوْباشى
- ( اصطلاح عرفانى ) اوباشى ترك ثواب است هم از كردن طاعت و هم از اجتناب معصيت در غلبهء محبت و باك نداشتن از هر چه پيش آيد و كند و گويد در غلبات سلوك ( اصطلاحات فخر - الدين ضميمه ديوان )
اوْتاد
- ( اصطلاح عرفانى ) چهار نفرى كه در چهار جهت دنيا هستند و بمنزلهء چهار ركن عالمند و بواسطه اين چهار نفر است كه خداوند جهان را محفوظ ميدارد و آنها را اوتاد نامند ، در كشاف آمده است كه : آنكه در مشرق است نامش عبد الرحمن و آنكه در مغرب است نامش عبد الودود و آنكه در جنوب است نامش عبد الرحيم و آنكه در شمال است نامش عبد القدوس است و هر گاه يكى از آنها فوت كند نايبى بجاى او بنشيند و آنها چهار ركن عالم معمورهاند و ازين جهت اوتاد گويند .
بعضى گويند آنكه در مغرب است عبد العليم و آنكه در مشرق عبد الحى است و آنكه در شمال عبد المريد است و آنكه در جنوب است عبد القادر است ( كشاف ص 1454 ) .
عراقى گويد
هفت فرزند تو كه اوتادند * هر يكى غوث هفت كشور باد
قطبشان صدر صفه ملكوت * كه مقامش ز عرش برتر باد
و معلوم مىشود كه او اوتاد را بر - حسب اقاليم ميدانند كه هفت است رجوع شود باولياء .