القوى و لهذا كانت اسفهبد البدن » .
( ش ص 354 ) « و النور الاسفهبد لا يتصرف فى - البرزخ الا بتوسط مناسبة ما و هى ماله اى للنور الاسفهبد مع الجواهر اللطيف - الذى سموه الروح » . ( ش ص 361 ) پس معلوم شد كه اشراقيان مجردات را اعم از عقول و نفوس انوار مجرده ناميدهاند و عقول را بطور كلى انوار قاهره ناميدهاند و عقول طوليه را انوار قاهرهء اعلون ناميدهاند و عقول عرضيه را انوار قاهرهء سافله ناميدهاند .
و مراد از انوار قاهرهء صوريه عقول عرضيه و مراد از انوار مجرده مطلق عقول و نفوس است كه آنها را انوار الهيه هم ناميده است و انوار مجردهء مدبره نفوس ناطقه است اعم از نفوس ناطقهء فلكى يا انسانى و مراد از انوار مدبرهء برزخيه نفوس ناطقه است و مراد از انوار متكافئه نيز عقول و نفوس عرضيه است .
و انوار عارضه در مقابل انوار مجردهاند . ( رجوع شود به ش ص 128 ، 306 و 307 - اسفار ج 2 ص 125 و ش ص 385 ، 350 ، 368 - اسفار ج 4 ص 88 - ش ص 201 ) و مراد از انوار فلكى در كلمات فلاسفه نور فائض از افلاك و كواكب بر ارضيات است .
( جامع الحكمتين ص 107 ) چنان كه در زير عنوان كلمهء ترتيب عالم آفرينش و اول ما خلق گفته خواهد شد شيخ شهاب الدين در قول به وجود وسائط يعنى عقول طوليه و عرضيه و نفوس ناطقه فلكيه تحت تأثير مشائيان واقع شده است نهايت ترتيب او با مشائيان متفاوت است و تعبيرات او مختلف .
تركيبات ديگر : انوار تجلى ، انوار تجليات ، انوار جمال ، انوار حقيقت ، انوار ساطع ، انوار صفات ، انوار بهاء ، انوار ربوبيت ، انوار نامتناهى ، انوار حسن ، ( از تفسير حدائق ص 29 ، 26 ، 202 ، 458 ، 469 ، 147 ، 410 ، 426 ) .
انْوَرُ الْمَنْطِقَه
- اين اصطلاح نجومى است . نخستين ستارهء منطقهء جبار را انور المنطقه گويند .
انُولُوطِيْقا
- ( اصطلاح منطق ) صنعت برهان است .
( اساس الاقتباس ص 341 ) و هر قول جازم كه مفيد يقين باشد آن را برهان خوانند .
( اساس الاقتباس ص 340 )
انَّى
- ( بفتح همزه و تشديد نون ) يكى از اسماء استفهام است و گاه بمعنى كيف است مانند
فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ
و گاه بمعنى « اين » است مانند
« أَنَّى لَكِ هذا »
يعنى اين روزى از كجا براى تو آمد .
انّيّات
- ( اصطلاح فلسفى ) كلمهء انيت يعنى وجود و موجود و برهان « انّ » يعنى از اثر پى بمؤثر و موجد بردن در مقابل برهان لِمّ « الانية فى الحقيقة فى - الموجودات هى معنى ذهنى و هو كون -