تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦

انْفِعالِ نَفْسانىّ

- انفعالات يا نفسانى هستند و يا غير نفسانى مانند ترسيدن و مسرور شدن و غيره . ( مصنفات ج 2 ص 26 )

انْقِلاب

- ( اصطلاح فلسفى ) انقلاب بمعنى تحول حالت و صورت و جهت بالائين چيزى را پائين قرار دادن و بالعكس آمده و روگردانيدن از جهتى را نيز انقلاب گويند و بمعنى زير و زبر كردن چيزى است چنان كه گويند « قلب الارض للزراعة » يعنى زمين را جهت زراعت زير و زبر كرد بواسطهء شيار و تقلب يعنى تحول و « قلب » جسم صنوبرى الشكل را گويند . انقلاب در عناصر به معناى تبديل صورتى به صورت ديگر است كه كون و فساد ناميده‌اند . شيخ الرئيس گويد و مراد از انقلاب عين آن نيست كه امرى معدوم شده و امرى ديگر موجود شود بدون آنكه از شىء اول چيزى باقى ماند و اگر چنين باشد بايد گفت كه امرى معدوم شده و چيزى ديگر حادث شده است و نتوان منقلب اليه را منسوب به منقلب دانست در صورتى كه چنين نيست و ما گوئيم مثلا آب است كه تبديل به هوا شده است . ( شفا ج 2 ص 450 ) و بنا بر اين مراد از انقلاب آنست كه آنچه موصوف بصفت خاص است همان امر موصوف بصفت ديگر شده است و قهرا چيزى از شىء اول باقى مانده كه در شىء دوم موجود است و همان امرى است كه مصحح انتساب شىء دوم بشىء اول است . صدرا گويد : انقلاب صورتى به صورتى ديگر بطور تدريج انجام ميگيرد نه بطور دفعى و بالجمله انقلاب صورت نوعيه بواسطهء حركت جوهريه كه در هيولاى اجسام است بنحو ممتد و بتدريج محقق مىشود و اگر حركت جوهريه نمىبود حصول انقلاب محال بود . زيرا محال است كه مثلا آب يك دفعه تبديل به هوا شود بلكه اين امر با حفظ وحدت شخصيه مادهء مخصوص و متشخص بطور تدريج انجام ميگيرد و بنا بر اين كون و فساد بمعنى متداول مورد قبول صدرا نيست و تمام انقلابات و خلع و لبس‌ها را بواسطهء نوعى از استحاله ميداند نه استحاله بمعنى حركت در كيف بلكه بمعنى حركت در جوهر ميداند . ( اسفار ج 2 ص 90 - مبدأ و معاد صدرا - ص 165 )

انْقِلابِ تابِسْتانىّ

- اين اصطلاح هيوى است و انقلاب صيفى هم بتازى گويند رجوع شود به اعتدال خريفى و اعتدال تير ماهى و مقنطرات .

انقلاب زمستانى

- اين اصطلاح نجومى است رجوع به مقنطرات شود .

انْكارِ بَعْدَ از اقْرار

- از اصطلاحات فقهى است . در كليات حقوقى آمده است : انكار بعد از اقرار قبول نمىشود . بنا بر اين اگر شخصى پس از آنكه اقرار بدينى براى ديگرى نموده آن را انكار كند يا دعوى اشتباه يا غلط نمايد از او مسموع نيست . ( كليات ص 47 ) .

انَّمَا الأَعْمالُ بِالنِّيّات

- مراد از نيت قصد اطاعت و تقرب بخداست در ايجاد فعل ، ( از تلويح ص 177 ) .