اين اصطلاح از نظر عرفا بمعنى اتصال از مرادات نفسانى است و جدا شدن از عادات و شهوات و امور دنيوى است .
و بالاخره در عرفان انفصال در بدايات عبارت از انفصال از مرادات نفسانى و عادات است و در نهايات انفصال از شهوات است و آن را سه مرحله است اول انفصال از امور دنيوى دوم انفصال از رؤيت سوم انفصال از اتصال كه انفصال از شهود است .
انْقِضاء مُدَّتِ خِيار
- از اصطلاحات فقهى است در كليات حقوقى آمده است وقتى مدت خيار بگذرد و صاحب خيار معامله را فسخ نكند معامله لازم مىشود و لو اينكه عدم اخذ بخيار از روى غفلت و داشتن عذرى باشد زيرا حق خيار محدود به زمان معينى بوده و با زوال آن موضوع حق منتفى خواهد شد ( كليات حقوقى ص 104 )
انْقِطاع
- انقطاع نزد محدثان بريدن حديث است در سلسله سند كه سند آن متصل نباشد و راوى خاص يا چند راوى از اول يا وسط و يا آخر سند ساقط شده باشد و شامل مرسل ، معلق ، معضل و مدلس شود . ( از ج 2 ص 1202 ) .
و نزد عرفا قطع و بريدن از ما سوى اللّه است « الانقطاع عن الاحوال سبب للوصول » ( كشاف ج 2 ص 1202 ) .
انْفِعال
- ( اصطلاح فلسفى ) مقوله انفعال يا ان ينفعل يكى از مقولات نهگانهء عرضى است و آن عبارت از اثرى است كه از فاعل در منفعل حاصل مىشود و در تعريف آن گفتهاند « و هو كون الجوهر بحيث يتأثر عن غيره تأثيرا غير قار الذات مادام كونه كذلك » تأثر جسم را از غيرش بنحو تأثر غير قار الذات و مداوم انفعال گويند در مقابل فعل كه « هو كون الجوهر بحيث يحصل منه اثر فى غيره غير قار الذات مادام السلوك فى هذا التأثير التجددى » كه عبارت از تأثير تجددى در غير باشد مانند تسخين و تسخّن كه تسخين فعل است و تسخن انفعال .
( اسفار ج 2 ص 74 - دستور ج 1 ص 204 و تهافت التهافت ص 432 ) .
« اذا كان الشيء ما يفعل و شىء آخر ينفعل فالانفعال فيما بينهما . ( تفسير - ص 638 ) « فان قوة الانفعال هى فى المنفعل بعينه ابتداء تغيير منفعل من شىء آخر بانه آخر » . ( تفسير ص 1110 و 1373 )
انْفِعالات - انْفِعالِيّات
- كيفيات محسوسه بيكى از حواس هر گاه از امور راسخهء باشند يعنى با سرعت زائل نشوند انفعاليات ناميدهاند و اگر از كيفيات راسخه نباشند و با سرعت زائل شوند انفعالات مىنامند مانند زردى ترسان و « يا » در كلمهء انفعاليات براى تأكيد و مبالغه است . ( دستور ج ، ص 205 - اساس الاقتباس ص 43 ) « الانفعالات و الحركات ليست من غير - الجواهر » . ( تفسير ص 1592 )
انْفِعالِ طَبيعى
- انفعال يا طبيعى است مانند سرد شدن آب گرم و يا غير طبيعى است مانند گرم شدن آب كه طبع او برودت است .
( مصنفات ج 2 ، ص 25 )