گويند و يا عبارت از كيفيت استعدادى است كه تهيؤ ماده براى پذيرش صور و اعراض بطور متعاقب باشد امكان استعدادى گويند كه قابل شدت و ضعف است .
و بعبارت ديگر كمال ما بالقوت را از آن جهت كه بالقوت است و باعتبار امر مستعد ، استعداد ميگويند و باعتبار مستعد له امكان استعدادى ميگويند و امكان استعدادى در ماده بازاء امكان ذاتى است در جنس .
و باشد كه تهيؤ و استعداد را امكان خوانند چنان كه گويند نطفه ممكن است كه انسان شود در اين صورت عدم انسانيت در نطفه شرط باشد و هم به نظر باستقبال بود و اين معنى خاصتر از اصل معنى امكان باشد .
( اساس الاقتباس ص 138 و رجوع شود باسفار ج 1 ص 119 - شواهد الربوبية ص 58 )
امكانِ اسْتِقْبالى
- ( اصطلاح منطقى ) خواجه طوسى گويد هر حكمى كه در ماضى و حال اعتبار كنند ناچار يا جانب ايجاب بالفعل حاصل شده باشد يا جانب سلب و به اين اعتبار حكم از ممكنات نبود و بنا بر اين ممكن هر آن حكمى باشد كه ضرورت طرفين از او مسلوب باشد و هنوز در حيز امكان بود يعنى حصول هر يكى از جانبين در وقت حكم متوقع بود و اين ممكن را استقبالى خوانند و حصول احد الطرفين هنوز معلوم نشده باشد .
( اساس الاقتباس ص 138 ) رجوع بامكان شود .
امكانِ اشْرَف
- ( اصطلاح فلسفى ) بعدا در زير عنوان قاعدهء امكان اشرف بيان خواهد شد كه شيخ اشراق گويد هر گاه موجود اخسى يافت شود بالضرورة و الالتزام عقلى بايستى ممكن اشرف قبل از آن موجود شده باشد و بعبارت ديگر وجود ممكن اخس كاشف از وجود قبلى ممكن اشرف است زيرا در نظام وجود هر مرتبت مادونى ظل و سايه و شبحى از مرتبت ما فوق خود است و مرتبت اخس ظل مرتبت اشرف است و بنا بر اين اگر ممكن اخس موجود باشد كه عالم ناسوت است لازم است كه ممكن اشرف كه به ترتيب صعودى مثال ملكوت و جبروت است موجود باشد رجوع شود بقاعده امكان اشرف .
( ش چاپ قديم ص 367 و رسائل صدرا ص 165 )
امكانِ خاصّ
- ( اصطلاح منطقى ) رجوع بامكان شود .
و ( اساس الاقتباس ص 137 )
امكانِ ذاتىّ
- ( اصطلاح منطقى ) امكان ذاتى بنا بر قول صدرا مخصوص به مبدعات است يعنى آنها را فقط امكان ذاتى است نه استعدادى و مكونات را علاوه بر امكان ذاتى امكان استعدادى نيز هست كه در معرض تحول و تبدلند .
( اسفار ج 2 ص 161 - رسائل صدرا ص 134 و رجوع شود بدستور ص 189 )
امُّ الْكِتاب
- اين اصطلاح عرفانى است كه فلاسفه اسلام با استفاده از كلمات قرآن و اخبار مورد بحث و دقت فلسفى