به ترتيب خاص خود چنان گسترش داد كه اين مسأله خودبخود حل و اشكالات مرتفع گرديد زيرا وى اصولا عالم جسمانى را ظل و شبح عالم مثل ميداند و آنها را نيز ذو طبقات و مراتب ميدانست كه هر طبقهء فوق طبقهء ديگر و رب طبقهء زيرين است و بدين ترتيب براى عالم ماده حقيقتى نيست كه اشكالاتى پيش آيد .
و فلاسفهء ديگرى مانند طالس و انكسيمندر و ذيمقراطيس بطور كلى منكر وجود عالم لاهوت و مجردات بودند و بنا بر اين طرح اين مسأله بر مبناى فلاسفهايست كه قائل بعالم ما وراء بوده و خواسته ميان جهان طبيعت و ما وراء رابطهء برقرار كنند و فرضيه عالم عقول و نفوس بر همين مبنا بوجود آمده است .
در هر حال اصل ديگرى كه اين اشكال را دشوارتر كرده است توحيد ميان علت و معلول است . به اين معنى كه از واحد من جميع الجهات نتواند جز معلول واحد صادر شود .
بر مبناى اصل اول اشكال ربط حادث بقديم پيش آمده و بر مبناى اصل دوم اشكال صدور كثير و موجودات متعدد از واحد من جميع الجهات پيش آمده است .
براى حل اشكال اول و فرار از آن فلاسفه هر يك راهى را پيش گرفته و مسأله را به نحوى خاص مورد توجه قرار داده و در حل آن كوشيدهاند .
بعضى واسطه و رابط را حركت دوريه فلكيه دانسته و گويند تمام حركات و متحركات منتهى ميشوند به حركت دوريه فلكيه و معلول و مستند بدان ميباشند و حركت دوريه فلكيه بالذات ثابت است و بحسب اتصال و ثباتش در متن دهر مستند بثابت است و بر حسب وجود سريانى و غير قادر بودنش منتسب بحوادث زمانى است و بالجمله حركت دوريه فلكيه ذاتى است و آن را دو نسبت هست يكى نسبت بذات يعنى ذات حركت كه ثابت و مستمر است و حركت به معناى توسط است كه راسم امر ممتدى است كه حركت به معناى قطع باشد .
حركت به معناى توسط امرى است ثابت و دائم باعتبار ذاتش و تجدد و سيلان او به نسبت و اعتبارش بحدود مفروضه است در ما فيه الحركة .
حركت دوريه فلكى دائمى است و ابتدائى ندارد و همان جنبهء دوام و ثباتش موجب رابط بودنش شده است .
بعضى ديگر نفس حركت را رابط و واسطه ميدانند و گويند تمام متحركات بواسطهء حركت متحركاند و حركت خود متجدد بالذات است .
بعضى ديگر واسطه و رابط زمان را ميدانند . صدرا رابط حركت در طبيعت و حركت جوهريه را ميداند رجوع شود به حركت جوهريه .
( رسائل ملا صدرا ص 52 )
ارْتِجال
- رجوع به مرتجل و علم مرتجل شود .
ارْتِداد
- ( اصطلاح فقهى ) مرتد شدن و روگردانيدن از مذهب اسلام بعد از اسلام است « و هو الكفر بعد الاسلام » و يكى از اسباب فسخ و برهم خوردن نكاح