تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
مادى را رها كرده و مجرد محض شده و از فرشيان خارج شده ، بعرشيان پيوسته و دست در دامن وصل او زده « مع » و فانى در ذات گرديده ، در آن گم گشته .
مرا كه گم شده‌ام در تو كس كجا يابد * كه غرق بحر ترا در كنار كى داند مرا كه نيست شدم در تو هست نشناسد * مرا كه مست توام هوشيار كى داند

إخْوانُ الصّفا

- ( اصطلاح مذهبى ) طائفهء كه خود را دوستان و برادران ناميدند . اين طائفه از طوائف مهم مذهبى هستند كه در قرن چهارم پايه‌گذارى شده‌اند و شايد هم از اوائل قرن سوم اساس و شالودهء آنها ريخته شد اساس كار و عقايد آنها را بهتر است از متن رسائل آنها بدست آوريم و از گفتار خود آنان ، البته ابو حيان توحيدى در معرفى آنها و اساس افكار و كار آنها در جلد دوم امتاع و المؤانسه مطالبى دارد لكن از قول خود آنها ما پارهء از كار ، و افكار آنها را بر مىشماريم در رساله سوم از مبحث علوم ناموسى و شرعى در مورد خود گويند ما جماعت اخوان الصفا مردمى هستيم از أصفيا و اصدقاء كه در غار و كهف پدر خود حضرت آدم مدتى در خواب بوديم روزگار و حوادث زمان همچنان سپرى شد تا ميعاد ما برسيد و شهر روحانى خود را مشاهده كرديم . در اينجا مطالب بسيار برمز بگفته‌اند كه همهء آنها رمزى از مطلبى است . در اينجا مردم را به پيوستن به جمع خود تشويق كرده‌اند و آداب و رسوم خود بدانها گوشزد مينمايند و گويند علوم ما از چهار منبع گرفته شده است يكى كتب حكماء كه مسائل فلسفه و رياضيات و طبيعيات گرفته شده است دوم از كتب آسمانى مانند تورات و انجيل و فرقان سوم كتب طبيعيه كه شامل صور موجودات است از نجوم و هيئت و تركيبات افلاك و اجسام برزخيه و غيره و حركات كواكب و مقادير اجرام آنها و فنون كائنات و مواليد و استحالت اركان و بالاخره اصناف مصنوعات بشرى و نوع چهارم كتب الهى است كه دست ناپاك آنها را نه بساويده كه در دست انسانهاى برگزيده كرام الناس است كه آن كتاب جواهر نفوس و اجناس و انواع آنها است يعنى كتاب تكوين الهى . در شرايط دوست‌يابى و جلب مريد نيز مطالب ارزندهء دارند . چگونگى دعوت مردم را به خوبى توضيح داده‌اند و طبقات آنها را يعنى طبقات اصدقاء خود را برشمرده‌اند اينان معتقدند كه بايد جامعه انسانى و يا جامعهء اسلامى كه آلوده شده است از آلودگيها پاك و مبرا گردد . و اين كار ممكن نيست مگر بواسطهء دنبال كردن افكار و روش اخوان الصفا . اينان راه و روش خود را امرى تازه نمىشمارند و بلكه همان راه و روش فلاسفه و حكماء اقدم ميدانند اينان اتفاق و اتحاد را شرط اصلى توفيق در اصلاح جامعهء بشرى ميدانند گويند در قرآن مجيد هم اصلاحات را در اتحاد و اتفاق مردم ممكن ميداند .