تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
ديگر است ، كه بحدّى « 1 » حركت كند « 2 » ، پس شايد كه حركت جزوى * [ از يك رگ ] * مخالف « 3 » حركت جزوى ديگر باشد اندر « 4 » يك زخم ، چون حال وى خلاف آن ( جزو ) ديگر « 5 » بود . و تجربه درست كرد « 6 » - كه اين شايد بودن . پس اختلاف دو گونه آمد « 7 » : يكى اختلاف ميان دو نبض . و ديگر اختلاف در « 8 » ميان انگشتى اندر يك « 9 » نبض با انگشت ديگر « 10 » و اين « 11 » اختلاف اندر يك نبض بود . و ازين باريكتر اختلاف است « 12 » اندر يك انگشت ، كه زخم نيم انگشت پيشين مخالف زخم سپس بود . پس مختلف سه گونه است : يكى - كه نبض « 13 » مخالف نبضى « 14 » بود - بجمله .
هامش
( 1 ) - كه نخود بحودى - د ، نه خود به خودى - ظ . ( 2 ) - بى : كند - ج . ( 3 ) - خلاف - ب - ج . ( 4 ) - از - آ . ( 5 ) - بى : باشد اندر يك زخم چون حال وى خلاف آن جزو ديگر - د . ( 6 ) - تجزيت كند درست گردد - آ ، - تجربت درست كرد - ج . ( 7 ) - اند - ج . ( 8 ) - بى : در - ب - ج ، - اندر - د . ( 9 ) - بى : يك - د . ( 10 ) - بى : با انگشت ديگر - آ ، - با انگشتى ديگر - د . ( 11 ) - و آن - د . ( 12 ) - بى : است - آ - د . ( 13 ) - نبضى - د . ( 14 ) - اندر نبض - ب ، - اندر نبضى - ج .