كه آواز « 1 » همىدهد و مثال اين اندر آب چنان باشد كه سنگى اندر « 2 » حوضى « 3 » اندازى چون تموّج « 4 » و حركت آب « 5 » بكنارهء حوض رسد راه نيابد باز گردد و تموّج و حركت از آن « 6 » جهت كند كه از آنجاى « 7 » آمد « 8 » و اين « 9 » انعكاس اندر شعاع بصر بيوفتد « 10 » چون « 11 » بر جسمى « 12 » صقيل اوفتد « 13 » منعكس گردد و « 14 » همچنين روشنائى « 15 » خورشيد « 16 » كه بر اجسام صقيل اوفتد منعكس گردد پس معلوم شد كه صدا انعكاس صوتست كه راه نيابد كه بگذرد .
باب يازدهم
« 17 » - كشتى « 18 » بچه مقدار اندر « 19 » آب شود . « 20 »
هامش
( 1 ) - ت : مى .
( 2 ) - س : در .
( 3 ) - س : حوض آب .
( 4 ) - س : بموج .
( 5 ) - م : آن .
( 6 ) - س : بدان .
( 7 ) - م : از آنجا . س « از آنجا » را ندارد .
( 8 ) - س : آمده است .
( 9 ) - ت : و آن را .
( 10 ) - س : نيفتد .
( 11 ) - ت : چه .
( 12 ) - ت : بر جسم . س : جسم . ( بدون بر ) .
( 13 ) - م و س : افتد .
( 14 ) - از اين حرف تا « پس معلوم » از نسخهء س اصلا افتاده است .
( 15 ) - م : روشنائى .
( 16 ) - م : خرشيد .
( 17 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : يا .
( 18 ) - اين باب چنان كه پيش از اين ( ص 102 ) اشاره شده تنها در نسخهء ت بر باب سابق مقدم است .
( 19 ) - س : در آب نشيند .
( 20 ) - س : در آب نشيند .