گشت « 1 » آن مقدارى كه مانده باشد بيك دفعت برو ريزد و او « 2 » بيك دفعت « 3 » بخويشتن كشد « 4 » و بر افروزد « 5 » و پس « 6 » فرو نشيند .
باب هفتم
« 7 » - چراست كه شعلهء آتش از دور مهتر نمايد از ان مقدار كه اندر « 8 » ذات خويش « 9 » باشد و ديگر چيزها از دور كهتر « 10 » نمايد .
جواب « 11 » - از بهر آن را كه گرد شعلهء آتش « 12 » آن « 13 » هوا كه به دو نزديكست « 14 » بغايت روشنى « 15 » باشد و چون از دور باشد « 16 » حسّ « 17 » غلط « 18 »
هامش
( 1 ) - س : و روغن به آخر رسيده و .
( 2 ) - م اين كلمه را ندارد .
( 3 ) - ت و س : دفعه .
( 4 ) - س : به خود كشد .
( 5 ) - س : برفروزد .
( 6 ) - س « و پس » را ندارد .
( 7 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : ز .
( 8 ) - س : در .
( 9 ) - م : خويشتن .
( 10 ) - تصحيح قياسى . م و ت : كم . س : كمتر .
( 11 ) - چنين است در نسخهء س . م : ج . ت اين كلمه را ندارد .
( 12 ) - س : از بهر آنكه در حوالى آتش .
( 13 ) - ت : از .
( 14 ) - س : نزديك باشد .
( 15 ) - س : روشن .
( 16 ) - س : نگرد .
( 17 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 18 ) - س : غليظ .