تا « 1 » يك چيز را دو ديده همىآيد « 2 » چون « 3 » به دو شعاع متفرق ديده همىآيد « 4 » دو چيز نمايد و چون دو نور بصر بر استقامت بدان چيز روند با يكديگر « 5 » متصل گردند « 6 » و چون يك نور شوند و بر اتصال بدان چيز روند « 7 » تا « 8 » آن را يكى ديده آيد چنانك هست و « 9 » اندر ميانهء اين دو شعاع يك « 10 » با ديگر متقاطع گردند همچنان كه آن « 11 » دو انگشت كه بر يكديگر « 12 » پيچند تا يك چيز را دو مىداند « 13 » احول اندر چشم « 14 » همچنين است . « 15 »
باب پانزدهم
« 16 » - چراست كه « 17 » بر مقدّم و شكم مردم موى بيشتر و « 18 » درشتتر بود « 19 » و ديگر حيوان را « 20 » بر اعالى و پشت « 21 » .
هامش
( 1 ) - س بجاى اين جزء : دو بيند .
( 2 ) - س بجاى اين جزء : دو بيند .
( 3 ) - ت : چو . س : و چون .
( 4 ) - س : مى .
( 5 ) - ت : تا با يكديگر . س : با هم .
( 6 ) - م : گردد .
( 7 ) - ت : شوند .
( 8 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 9 ) - س : و اگر .
( 10 ) - س : شعاع با هم متقاطع چنان كه آن .
( 11 ) - س : شعاع با هم متقاطع چنان كه آن .
( 12 ) - س : بر هم .
( 13 ) - م : مىآيد . س : دانند .
( 14 ) - س : در ديدن .
( 15 ) - ت : همچنانست . س : همچنين است .
( 16 ) - م و ت : يه . س : باب پنجدهم .
( 17 ) - چرا كه .
( 18 ) - ت اين جزء را ندارد .
( 19 ) - ت اين جزء را ندارد .
( 20 ) - س : و حيوانات ديگر را .
( 21 ) - م : بر اعالى و پست - ت : بر اعالى و پشت . س : بر اعالى پشت بيشتر بود .