تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
اگر عرضى « 1 » بود : از جائى به جائى « 2 » نشود و اگر جوهرى « 3 » جسمانى بود ، - بايد كه اندر هوا پراكنده شود ، پس بايد كه صورت چيز را پراكنده گيرد ، و پيوسته نگيرد . و اگر از چشم « 4 » گسسته بود خود بتر ، - كه « 5 » چون گسسته بود وى « 6 » خود چيزى جدا بود . و اگر چون خطّى پيوسته بود بايد كه باد « 7 » - و جنبش - و را بجنباند « 8 » ، پس بر جاى ديگر « 9 » افتد ، پس شايد كه بوقت « 10 » باد جستن چيزى را ببيند « 11 » كه برابر نبود ، يا بحيلتى ديگر . و اگر از چشم « 12 » چيزى بيرون آمدى « 13 » - و مر ديدنى را ببسودى « 14 » ،
هامش
( 1 ) بى ، اگر عرضى - د ، - اگر عرض - آ - ه - ل . ( 2 ) بى : از جائى - كب ، - از جاى بجاى - د - ه ، ( 3 ) جوهر - ن - كب . ( 4 ) جسم - ن - ل . ( 12 ) جسم - ن - ل . ( 5 ) بود خود تيره‌گى - آ ، - بود وى خود هر كه - د ، - بود وى خود نيز كه - ن ، - بودى خود هر كه - ط ، ( 6 ) بودى - د - ن ، - بى : خود بتر كه چون كسته بود - كب . ( 7 ) ياد - ق . ( 8 ) وى را بجنباند - د - ن - كب ، - و را بجنبانند - ل . ( 9 ) ديگر ديگر - د . ( 10 ) به قوت - ن . ( 11 ) نه بيند - د - ن . ( 13 ) آمدنى - آ . ( 14 ) و مرو ديدنى را نبودى - ن ، - و مر ديدنى را ببودى - د .