و چون بآنجايگاه رسد ، - از هوا كه سرد بود سرماء آن جايگاه « 1 » او را ببندد ؛ زيرا « 2 » كه سرما مر بخار را زود ببندد .
چنان كه چون گرمابه را در باز « 3 » كنند - سرما از بيرون بهواى گرمابه رسد ، اندر وقت هواى گرمابه چون ميغ شود .
و چيز « 4 » گرم زودتر بندد ، و زودتر فسرد ، - « 5 » از قبل لطيفى ورا « 6 » كه قوّت سرما اندر وى بيشتر تواند شدن ، و ازين قبل را هر گاه كه بسرما آب گرم - و آب سرد « 7 » بر زمين ريزند ، آب گرم زودتر بفسرد .
و هر گاه كه بخار زمين بفسرد - ابر شود ، و قوّت بخار زمين بكوهها بيشتر بود ، كه مثل كوه انبيق است ، - كه نهلد مر بخار را كه زود « 8 » پراكنده شود - تا آنگاه كه قوت گيرد ، آنگاه « 9 » بجمله از كنارهء جدا شود ، و اين را سه حكم بود .
يا اندك بود - كه : ورا « 10 » گرمى آفتاب كه بر وى افتد - زود متفرق كند « 11 »
هامش
( 1 ) جايكه - ط - ن .
( 2 ) ازيرا - ط .
( 3 ) بازار - ن .
( 4 ) بود و چيزى - ن .
( 5 ) به بندد و زود افسرد - د - ن - ط .
( 6 ) او را - د - ن .
( 7 ) بى : كه - ط ، - هر گاه سرما آب سرد و آب گرم - د .
( 8 ) درد - ه .
( 9 ) بى : آنگاه - ه ، - آنگه كه كه - د .
( 10 ) او را - م - ك - ن .
( 11 ) گردد - ل .