بر آن روى كه اندر فلسفه پيشين گفتيم .
پيدا كردن طبيعتهاء « 1 » عناصر
بايد كه ميانهء « 2 » زمين خاك صرف بود كه سخت گراينده « 3 » بود بطبع بسيط زمينى ، وز به روى خاك آبآميز ، كه « 4 » گل بود ، وز به روى جائى « 5 » غلبهء آب دارد ، و جائى « 6 » غلبهء زمين و « 7 » آنجا كه غلبهء آب دارد - دريا بود « 8 » و آنجا كه غلبهء زمين دارد آفتاب او را « 9 » خشك كند ؛ تا روى وى « 10 » خشك بود ، و اندرون وى « 11 » گل بود .
و سبب آن كه آب به همه روى زمين نيست آنست « 12 » كه : آب زمين شود ، و زمين آب ؛ و هر كجا « 13 » زمين چيزى ديگر شود رخنه افتد ، و هر كجا
هامش
( 1 ) طبعهاء - ق - ل - آ - ه ، - طبيعتهاى - د - ط ، - طبعهاى - ن .
( 2 ) ميان - ط - د - ن .
( 3 ) گردانيده - ط - د - ن .
( 4 ) كه كه - د .
( 5 ) جانبى - ط .
( 6 ) جانبى - ط - ن .
( 7 ) بى : و - م - ك .
( 8 ) آب را بود - ك ، - آب دارد دريا دارد - د - ن - ط ، - آرد دريا بود - ه .
( 9 ) آن را - م - ك ، - ورا - آ - ه .
( 10 ) بى : وى - ه - ط .
( 11 ) بى : و - ل ، - و اندرون - ن .
( 12 ) بى : آنست - م - ك .
( 13 ) هر جا كه - ط - د - ن .