و در ميان اقسام امورى ديگر است كه يا شرّ مطلق يا شرّ غالبند .
خواجه طوسى معتقد است كه از عبارت بالا ، اقسام سهگانهء باقىمانده استفاده مىشود ؛ « 1 » ولى ظاهر عبارت تنها بر شرّ محض و شرّ غالب دلالت دارد و استفادهء خير و شرّ مساوى از آن ، ممكن نيست . مگر اينكه شرّ على الاطلاق را كه در برابر شرّ غالب قرار گرفته ، به گونهاى تعميم دهيم كه هم شامل شرّ محض بشود و هم شامل شرّى كه با خير مساوى است . از اينرو ، مىتوان به اين قسم ، شرّ على الاطلاق گفت ، كه خير مترتّب بر آن ، به دليل مساوى بودن با شر ، نمودى نمىتواند داشته باشد .
استدلال شيخ الرئيس بر وجود قسم اوّل
خداوند متعال جواد محض است . جواد كسى است كه آنچه سزاوار است ، بدون انتظار هيچگونه عوض و پاداشى افاده و افاضه كند . « 2 » موجودى كه خير محض است و هيچگونه شرّى بر وجود آن مترتّب نيست ، از هر چيزى به موجود شدن سزاوارتر است . بنابراين ، صدور چنين موجودى از خداوند كه خير محض و جواد حقيقى است ، يقينى است . براى همين است كه شيخ الرئيس در مقام استدلال بر لزوم صدور اين قسم مىگويد :
و إذا كان الجواد المحض مبدأ لفيضان الوجود الخيرىّ الصواب كان وجود القسم الأوّل واجبا فيضانه ، مثل وجود الجواهر العقليّة و ما يشبهها ؛
هرگاه جواد محض ، مبدأ فيضان وجود خير و نيكو باشد ، وجود قسم اوّل واجب است ؛ مانند جواهر عقلى و مانند آنها .
مراد وى از مانند جواهر عقلى ، نفوسى است كه مكتفى به ذات خود و ذات فاعل
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 81 .
( 2 ) . ر . ك : غايات و مبادى ، فصل 5 ، ص 53 .