عوارض زيانبار آن مىشود .
چاه است و راه و ديدهء بينا و آفتاب * تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش
از دست ديگرى چه شكايت كند كسى * سيلى به دست خويش زده بر قفاى خويش
كمال آتش ، در سوزانندگى آن است . اينكه كسى انتظار داشته باشد كه آتش هرجا موافق ميل اوست ، بسوزاند و هرجا موافق ميل او نيست ، نسوزاند ، اشتباه است . آتش قابل مهار شدن است . مىتوان با برنامهريزى دقيق و صحيح به گونهاى آنرا مهار كرد كه هرجا لازم و مفيد است ، بسوزاند و هرجا زيانبار است ، نسوزاند .
نمونهء دوم
حيوانات نيز هركدام كمالى دارند كه در اين نظام بايد به آن برسند . اينكه ما انتظار داشته باشيم كه آنها از كمال خود محروم شوند و فيض و رحمت بيكران الهى به آنها نرسد ، انتظارى بيهوده است . در نظام طبيعت ، همهء موجودات زنده ، حقّ حيات دارند .
آفرينش آنها از روى حكمت بوده و اگر به سبب خير فراوان آنها نبود ، هرگز آفريده نمىشدند . اگر به دليل شرّ اندكى كه گاهى بر وجود آنها مترتّب مىشود ، صانع حكيم از آفرينش آنها خوددارى كند ، مستلزم شرّ زياد است . سمّ مار و عقرب براى كسىكه گرفتار نيش زهرآگين آنها شود ، ممكن است كشنده باشد ؛ ولى سودهاى آنها در برابر اين زيان اندك ، به اندازهاى زياد است كه آنرا در برابر خود محو مىكند .
ميكربها و ويروسها هم سودهاى بسيار و زيانهاى اندكى دارند . اگر اينها نباشند ، بدن انسان به سبب از دست دادن نيروى دفاع ، به اندازهاى تنبل و عاطل و باطل مىشود كه به زودى از پا درمىآيد .