2 . خداوند افزون بر صفتهاى اضافى و سلبى ، صفتهاى حقيقى زايد بر ذات هم دارد ( اشكال امام فخر رازى ) .
3 . ذات خداوند ، محلّ صورتهاى معقول است كه معلول ذات و ممكن و متكثّرند .
4 . معلول نخستين - يعنى نخستين صورت معقول - جداى از ذات واجب الوجود نيست .
5 . واجب الوجود ، قدرت بر ايجاد معلولهاى مباين از ذات خود ندارد ، مگر به وسيلهء صورتهاى معقولى كه حالّ در ذات اويند .
خواجه معتقد است كه اگر افلاطون قائل به مثل و ارباب انواع شده و اگر حكماى مشّا اتحاد عاقل و معقول را پذيرفتهاند ، براى گريز از اشكالهاى بالا بوده است .
سپس با يادى از تعهّد آغازين خود ، از اينكه بخواهد به تفصيل به بحث بپردازد و اشكال را بر طرف نمايد خوددارى مىكند و به اشارهاى كوتاه - به قول خودش - حقيقت را آشكار مىسازد . « 1 »
پاسخ اشكالهاى خواجه
1 . اتحاد فاعل و قابل در صورتى محال است كه پذيرش به معناى انفعال تجدّدى باشد ؛ ولى در صورتى كه پذيرش به معناى اتّصاف - آن هم اتّصاف به لازم - باشد ، محال نيست .
عدد چهار ، هم فاعل زوجيّت است و هم قابل ؛ چراكه عدد چهار ، ملزوم و زوجيّت ، لازمهء آن است .
در تمام بسائط ، اتحاد فاعل و قابل - به همان معناى بالا - جايز است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 72 .