واجب الوجود ، اين جواهر عقلى را با همهء صورتهايى كه به علم حصولى در آنها ارتسام يافته ، به علم حضورى ادراك مىكند . بنابراين ، هيچچيزى از علم او پوشيده و پنهان نيست . « 1 »
با مطرح كردن علم حضورى واجب الوجود به همهء ماسوا ، معلوم نيست چه نيازى به اين علم حصولى است ؟ آيا رسوبهاى علم حصولى مشّايى همچنان ذهن او را مشغول داشته است ؟
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان .