ديگرى را نامآورى حاصل شود ، عقد نظام امت خود را پاره خواهى كرد و وطن عزيز خود را خراب و ويران خواهى ساخت و از براى اينكه در دل ملوك راه يا بى و با همه خيانتهايت ، بهحسن خدمت و صداقت در نزد ايشان مشهور گردى ، چهقدر ابرياء [ 1 ] و بيچارگان را در هلاكت خواهى انداخت ! در حالت فرعونى ، دعوى موسويت خواهى كرد - و از طينت افيالسى خود را به لباس تيموستكليس جلوه مىدهى و خانههاى ابناء جنست را به آتش حرص و طمعت خواهى سوزانيد ، پس از آن ، از روى نفاق براى آنكه وطنپرستت نامند ، بر آنها خواهى گريست ! و رفته رفته ، دشمن هر خيرى و طالب هر شرى خواهى گرديد و در منافقى به درجهاى خواهى رسيد كه شيطان از تو استعاذه [ 2 ] نمايد و از كردار ناشايستهات ، خود را در عذاب اليمى خواهى انداخت كه هميشه از براى رهائى خويش ، طالب موت خواهى گرديد ، چون لباس ريا و نفاق اگرچه بهسوزن حيله و مكر دوخته شده باشد ، هيچگاه ساتر عورات نخواهد گرديد و نقائص را نخواهد پوشانيد . اى بيچاره ! هميشه اوقات انسانها به واسطهء دوربين بصيرت خود دقائق خبائث تو را خواهند استكشاف نمود و روائح عفنه اخلاق شيطانيه تو ، به مشام آنها خواهد رسيد و با آنكه تو از براى استحصال ستايش ديگران ، هميشه بر خلاف اميال و اغراض خود حركت خواهى كرد ، با وجود اين ، علىالدوام در نزد همه مبغوض و ملعون خواهى بود و زياده از سرزنشهاى باطنى كه آلامش از عذاب جهنم بيشتر است ، هميشه از دور و نزديك ذمائم خود را از همه زبانى خواهى شنيد اينك شقاوت اى منافق ! تمام شد [ 3 ]
هامش
[ 1 ] . بىگناهان
[ 2 ] . پناهجستن
[ 3 ] اصل نسخه به خط ميرزالطفاللَّه نوه خواهرى سيد است كه در 20 ربيعالثانى 1315 هجرى نوشته است و متن خطى آن در نزد نگارنده موجود است . ( خ )