پسران ديگر محمّد نيز مخذول [ 1 ] شدند . سلطان سنجر بن ملكشاه - جلوس او ( 511 ) مدت پادشاهى او ( 41 ) سال فوتش ( 552 ) . فتوحات بسيار نمود آخر از تركان « غز » شكست خورد و اسير شد و فرار كرد . « انورى » و « اديب صاب » ر و « عبد الواسع » در عصر او بودند « محمود » پسر ديگر « محمد » با سلاطين ديگر كه « طغرل ثانى » و « مسعود » و « ملكشاه ثانى » و « محمد ثانى » و « سليمان » و « ارسلان ثانى » و « طغرل ثالث » باشد . دعوى سلطنت داشتند . و جلوس اين طغرل در ( 571 ) بود و فوتش ( 590 ) . تمام اين هشت نفر ، مدت قليلى سلطنت كردند و متصل در زد و خورد بودند . هرج ومرج غريبى بود و خلفا اين سلجوقيان را به بغداد راه ندادند و غالب آنها به عدل واحسان و دانش موصوف بودند . پيش از اين گفتيم كه ايران را خيلى ترقى دادند ، و از سلجوقيان دو طبقه ديگر بودند ، طبقهء در « كرمان » و طبقهء در « روم » سلطنت مىكردند .
هامش
[ 1 ] . لغت عربى است ، بمعنى سرافكنده و بىنصيب ( كسى كه از يارى كردن به او خوددارى كنند ) - جمع آن « مخاذيل » است .