گرويد ، معروف است . اينكه گويند پسر خود اسفنديار را به جنگ رستم فرستاد اسفنديار پسر اين گشتاسب نبود پسر گشتاسب ديگر است ، به تفصيلى كه قبلا مذكور شد ( بنام داريوش ) خلاصه اين گشتاسب بيضاء فارس را بنا نهاد . گويند اخلاق خوبى نداشته . بهمن - نوشتهاند پسر اسفنديار است ، ولى آنچه به تحقيق پيوسته پسر « زرير » است كه در آن وقت كرزسس يا بزرگسيس مىناميدند وزرير هم پادشاه بوده و بهمن پسر كوچك او است و او را اردشير دراز دست نيز خواندهاند ( ارتاكزرسس ) پسر بزرگ زرير گشتاسب نام داشت و در باختر حكومت مىنمود ، اين بود كه بهمن جاى پدر به تخت برآمد . ايران راخراب كرد ، بسيارى از شاهزادگان را بكشت ، بالاخره بد آدمى بود كار خوبش اين بود كه گوار فارس بندى محكم بسته ، چهل سال پادشاهى كرد . هماى - دختر بهمن سى سال پادشاهى نمود . در استخر عماراتى ساخت و برخى منكر سلطنت او هستند . داراب - پسر بهمن است در سلطنت ايران استقلال يافت . اكثر پادشاهان مطيع او بودند ، حتى پادشاه « يونان » و او را خود داراى ثانى خواند و داراى اكبرش نيز خوانند و پسرش را داراى اصغر - « چارپارخانه » و چاپارى را او اختراع كرد . جلوس او بر تخت چهار صد و بيست و سه سال قبل از ميلاد و مدت سلطنتش نوزده سال . وى پادشاهى جبّار وقتّال ، نهايت بد اخلاقى را داشت . اردشير ثانى - « ارزاس » پسر بزرگ داراب بود و بعد از پدر به تخت سلنطت نشست ، جنگها كرد . گويند زيرك و دانا بود ، پس از نود و چهار سال كه از سنش گذشت و چهل و سه سال سلطنت كرده بود ، به درود جهان گفت . سيصد و شصت و يك سال قبل از ميلاد بود . اردشير ثالث - « اكوس » به تخت سلطنت بر نشست . پادشاهى شقى النفس و بد افعال بوده وظلمهاى فاحش مىنمود و سيصد و در سى و هشت سال
تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص٤٧