قبل از ميلاد كشته شد . دارا - « داريوش » مىگويند پسر داراب است ، ولى معلوم نيست ، به هر حال خود را « داراى سيم » خواند . پادشاهى عادل و حقگذار بود . به عرايض مردم رسيدگى مىنمود ، منازعه او با اسكندر معروف است . چهارده سال سلطنت نمود . وحشمت و ثروت او را هيچ پادشاهى در ايران نداشته . گفتهاند متجاوز از چهار صد نفر طباخ و سفرهچى و ساقى او بوده . چون زخم برداشت اسكندر به بالينش آمد و چند وصيت به اسكندر نمود . روشنك دخترش را اسكندر پس از وى به زنى گرفت و اين آخر « سلسلهء كيان » است كه تقريباً پنج هزار و دويست سال بعد از هبوط آدم بودهاند - دارا سيصد و سى سال قبل از ميلاد - و پنجاه سال عمر نموده بود . اسكندر - يونانى پسر فليپ مشهور به فليقوس ، بر داراى اصغر غلبه كرد . ايران را متصرف گرديد ، سيزده سال پادشاهى نمود .
تركستان و افغانستان را مسخر نمود . در هندوستان نيز رفته تا پنجاب را به تصرف در آورد و استخر را آتش زده خراب نمود ، در زمان سلطنت اسكندر ايران خيلى خراب شد و مدتهاى مديد رو به انحطاط نهاده بود . عاقبت كار به ملوك الطوايف كشيد . بنام « اشكانيان » و اسكندر در سن سى و دو سالگى تب كرد و بمرد ! در شهر بابل و او را به اسكندريه بردند و دفن كردند . نهصد و چهل و پنج سال قبل از هجرت .
تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص٤٨